يحيى دولت آبادى
130
حيات يحيى ( فارسى )
و اختلاف كلمه ميان ايندو دسته شدت كرد بطوريكه دسته ضد تشكيلى مخالفين خود را مرتجع و خارجهپرست ناميدند . در اينوقت يكى از دمكراتهاى ضد تشكيلى يكانى نام خود را بحوزهء اين روزنامه نيم رسمى دولت انداخته است در صورتى كه با مسلك سياسى مدير ايران موافقت ندارد مقاله نگارنده بروزنامه ميرسد در موقعى كه اين شخص بجاى مدير كار مىكند و مقاله را موافق سليقه خود ديده از روى نظر باز بودن ستون روزنامه براى مقالههاى موافق و مخالف مقاله را نشر ميدهد حاصل مضمون مقاله آنكه : سياست خارجى ايران بايد در مجمع اتفاق ملل روشن بگردد نه در پس قلعه شميران تهران « 1 » من از جو هواى آزاد خبر گرفتهام كه انگليس خداى دنيا نيست قطع و فصل امور در مجمع وزراى دول بنام مجمع اتفاق ملل انجام ميگيرد و چند ماده از مواد قرارنامه موقتى مجمع اتفاق ملل را كه ملتهاى مانند ملت ما ميتوانستند از آنها در سياست خارجى خود استفاده كنند بيان كردم بمضرتهاى قرارداد و مخالفتهائى كه با قانون اساسى دارد اشاره كردم و بالاخره تذكر دادم كه بزرگتر عيب اين قرارداد اين است كه بىمدت مىباشد و اينكه معلوم نيست اگر روزى روس سر برآورد و مدعى حقوقى در اين مملكت گرديد جواب او را ما بايد بدهيم و يا بعهدهء دولت انگليس است . نشر اين مقاله تأثير شديد كرده مليون وطنپرست را روح تازه بخشيده بر جرئت و جسارت آنها در مخالفت كردن با قرارداد ميفزايد و مدير روزنامه مورد تعرض قرارداد گذارندگان ميگردد اين است كه مدير روزنامه ايران در شمارهء بعد از مقاله مزبور جوابى مينويسد كه حاصلش دو مطلب است يكى بىاهميتى مجمع اتفاق ملل و اينكه مجمع مزبور مانند انجمن صلح لاهه است كه نتوانست در سياست دول و ملل تأثيرى داشته باشد و ديگر احتياج شديد دولت به وضع اين قرارداد براى موفق شدن باصلاحات داخلى . نگارنده مقاله دوم را با همان امضاء در جواب جوابهاى روزنامه مينويسد
--> ( 1 ) - چون مذاكرهء قرارداد چنان كه شنيده مىشود ميان دولتيان و وزير مختار انگليس در پس قلعه شروع شد