يحيى دولت آبادى

127

حيات يحيى ( فارسى )

بمردم ميفهمانند كه دولتهاى آنها با اين قرارداد موافقت ندارند و اين خود موجب قوت قلب گرفتن مليون ميگردد . در مقابل اين هياهوها روزنامه رعد كه مديرش سيد ضياء الدين طباطبائى كه خود از كاركنان عقد قرارداد و يا از محارم قرارداد گذارندگان است مقاله‌هاى مسلسلى مبنى بر لزوم عقد قرارداد و فوائد آن منتشر ميسازد و روزنامهء ايران طرفدارى خود را از قرارداد ظاهر مىكند و چون مدير آن ملك الشعراء بهار خود را از مليون ميداند مينويسد ستونهاى روزنامه ما براى درج مقاله‌هاى موافق و مخالف هردو باز است يا با لفظى كه تمام موافقت را با معنى ندارد زيرا هرچه را نميخواهند درج نميكنند . چند روز از عقد قرارداد گذشته است روزى سرپرسى كاكس بديدن نگارنده آمده در اول ورود ميگويد قرارداد براى ايران خوب شد بسيار هم خوب شد همه چيز در دست خود ايرانى است نگارنده جوابى نميدهد وزير مختار علت سكوت مرا ميپرسد و ميگويد آيا خوب نشد ميگويم خير - چرا ؟ - براى چه مگر شما نميگفتيد سياست ايران و انگليس بايد روشن بوده باشد ميگويم بلى من ميگفتم بايد روشن بشود نميگفتم بايد تاريكتر بگردد . وزير مختار برآشفته ميگويد كدام يك از مواد قرارداد بد است ؟ نگارنده هنوز داخل مواد نشده‌ايم بلكه كيفيت صدورش بد است مملكت ما مشروطه است ممكن نيست دو سه نفر وزير در غياب مجلس شورايملى بر خلاف قوانين اساسى مملكت چنين قراردادى با يك دولت اجنبى ببندند اين قرارداد به اين صورت نه تنها سياست ايران و انگليس را بلكه سياست هند و انگليس را هم تاريك مينمايد آقاى وزير مختار چنان كه قرن بيستم اجازه نميدهد شخص بيسواد بىاطلاعى مثلا زمامدار امور يك مملكت بگردد همان قرن هم اجازه نميدهد در يك مملكت داراى حكومت مشروطه چنين قراردادى بسته شود و حتى رجال اولى آن ملت از آن بىخبر بوده باشند چه رسد بعموم ملت . وزير مختار از شنيدن اين سخنان دلتنگ شده بعد از انديشهء طولانى ميپرسد كيانند آن رجال كه بايستى با آنها صحبت شده باشد ؟