يحيى دولت آبادى
128
حيات يحيى ( فارسى )
نگارنده نام چند تن از رجال دولت كه مكرر وزير و رئيس الوزراء بودهاند و اكنون در خانهاى خود نشستهاند ميبرد و در ميان آنها نام مؤتمن الملك و مشير الدوله را ميبرم ميگويد اين دو نفر بكنار ديگر كه ؟ ميگويم مستوفى الممالك - مخبر السلطنه - مستشار الدوله وزير مختار متغير شده ميگويد دولت انگليس از دولت ايران خواسته است پنج نفر از رجال دولت ديگر دخيل هيچ كار دولتى نشوند و اين سه نفر از آنها هستند و دو نفر ديگر نظام السلطنه و صمصام السلطنه بختيارى . نگارنده ميداند اين بهانه است و هريك از اين گونه اشخاص وقتى دستشان بكارى رسيد همين وزير مختار و دولت او با او خصوصيت ميكنند براى پيشرفت مقاصد خويش ولى به روى خود نياورده ميگويم منحصر به اينها نيست اشخاص ديگر هم هستند كه ميبايد با آنها مشورت شده باشد ميگويد نميآيند شركت نميكنند . نگارنده - آنها را بايد آورد ما در مملكتى هستيم كه تا ديروز هركس صدر اعظم ميشد سلف خود را معدوم ميساخت حالا چندين رئيس الوزراء معزول در خانهاى خود نشسته كارى به كار يكديگر ندارند بايد خيلى راضى باشيم نبايد توقع داشت آنها دنبال رئيس دولت وقت افتاده از او درخواست نمايند ايشان را در مذاكره يك چنين كار مهم مملكتى دخيل و شريك نمايد . وزير مختار - حالا تكليف چيست ؟ نگارنده - چون در غياب مجلس شورايملى است بايد يك مجلس نموده رأى وجوه ملت را سنجيده با مشورت آنها اقدام شود و البته تصويب مجلس شورايملى هم من بعد شرط خواهد بود وزير مختار با بار سنگينى كه از اين مذاكرات بر دوش خاطر ميگيرد روانه مىشود . در اثر هياهوى مردم و شايد تا يكدرجه در نتيجه صحبتهاى اين مجلس وزير مختار انگليس لزوم داخل كردن پاى يك جمع از مليون را در اين كار و آلوده ساختن دست همه را برئيس دولت خاطرنشان ميسازد و او از دوازده نفر از رجال و رؤساى تجار در منزل ييلاقى خود سليمانيه دعوت كرده با آنها موضوع را بميان نهاده مجبور بودن خود را در مقابل پيشآمدها در عقد اين قرارداد بيان مينمايد اما حاضرين خود را در مقابل كار تمام شده تصور ميكنند و بهر ملاحظه كه داشتهاند كسى صحبتى كه صريح