يحيى دولت آبادى
12
حيات يحيى ( فارسى )
ميكشند و از اين طرف بعد از افتادن كوت العماره و آسايش خاطر اردوهاى عثمانى كه در كوت بودند چه از آنجا و چه از استانبول استعدادى براى ايران فرستاده شد و به زودى بيست هزار كس از عثمانيان در خانقين جمع شده تا كى بتوانند بروسها حمله نمايند . و اما از طرف مسافرين ايران يا متوارىشدگان بيسروسامان رشتهء اين جمعيت بىتكليف پريشان روزگار از نظامى و غيره از خانقين تا كنار شط يعقوبه كشيده شد و چيزى كه جلوگيرى كرد از اينكه اين جمعيت پريشانحال بىترتيب بىنظام روانهء بغداد شوند اين بود كه مأمورين عثمانى در سر جسر يعقوبه به سختى جلوگيرى نموده نگذاردند يك تن از نظامى و غيره از جسر عبور نمايد و اين كار عاقلانه بود كه كردند چه در ميان اين مردم همه جور اشخاص در هرلباس بودند و در اينحال جنگ البته بايد بدانند چه اشخاص و بچه خيال وارد بغداد ميشوند بعلاوه ميخواستند نظاميان را مرتب كرده باز بميدان جنگ بفرستند بهرحال شهر كوچك يعقوبه محل اجتماع ايرانيان شد بطوريكه ارزاق تنگ و مكان كمياب گشت از طرف دولت عثمانى امر صادر شد براى ايرانيان در كاظميه جا و مكان تعيين نمايند و بفاصلهء چند روز اشخاص غير نظامى هركه در يعقوبه بود باستثناء نگارنده ببغداد و كاظميه روانه شدند و نظاميان را تا آنجا كه ممكن بود مرتب كرده در خانقين تمركز دادند و يا در قزل رباط و شهروان براى اصلاحات لازم بماندند عساكر عثمانى و سوارهاى عشايرى عثمانى هم پىدرپى وارد يعقوبه شده بخانقين رهسپار گرديدند . و اما نگارنده در يعقوبه اقامت نموده قصد رفتن بكاظميه را نداشتم و انتظار ميكشيدم پيشرفتى در خانقين حاصل شده گوشهء از خاك وطن از لگدكوب عساكر روس خلاص گشته خود را به آنجا برسانم بالاخره خبر رسيد كه انور پاشا وزير جنگ عثمانى ببغداد ميآيد و در باب اردوكشى بايران و اقدامات ديگر مذاكره خواهد كرد و قراردادى ما بين او و ايرانيان گذارده مىشود . در اينحال صلاح ديدم و دوستان عثمانى هم مرا تشويق كردند كه ببغداد رفته چند روزى اقامت نموده وزير جنگ عثمانى را ملاقات كنم زان پس اگر خواستم بازگشت