يحيى دولت آبادى

115

حيات يحيى ( فارسى )

و تحريص مينمايند خلق اصفهان هم كه ذاتا واسطه‌برانگيز هستند و بهر وسيله براى رسيدن به مقصود خود متوسل ميگردند عضويت كميته را برايگان ميپذيرند . بديهى است قنسولخانه انگليس در اصفهان گرچه بملاحظه ديگر قنسولخانه‌هاى جنبى بوده باشد نميخواهد در كار كميته آهن دخالت مستقيم بنمايد در اين صورت كافى خواهد بود كه بحكومت و دوائر دولتى سرا بسپارد با مدير كميته مساعدت لازم است براى مديريت اين كميته انگليسيان حسينخان معتمد گيلانى را كه از آشنايان نگارنده است و در جلد سيم اين كتاب نام برده شده انتخاب مينمايند و او در جلفا منزل نموده كميته را دائر مىكند و دستورهاى كلنل هيك قنسول انگليس را در كار توسعهء كميته اجرا مينمايد و مورد ملاحظه بسيار از هرطبقه واقع مىشود پس از ورود نگارنده باصفهان معتمد بسابقه آشنائى از من ملاقات كرده شرح كميته و عمليات آن را نقل مىكند و ميگويد بدست اين كميته ميتوان بهرگونه اصلاح در ايران شروع كرد . نگارنده از شنيدن اوضاع كميته آهن و خواندن نظامنامهء آن كه از روى فكرهاى ورزيدهء عميق كشدار تنظيم شده است بسيار نگران ميگردد خصوصا كه از مدير آن ميشنوم كه ميخواهند مركز تهران آن را به زودى دائر كنند و سه نفر عضو اساسى آن وثوق الدوله رئيس دولت نصرة الدوله وزير عدليه و سيد ضياء الدين طباطبائى خواهند بود و بديهى است اين تعيين را رئيس دولت كرده است كه كار در دست خودش بوده باشد و شعبهء تهران با اينوصف خواهد توانست در زمان كمى همهء كاركنان دولت را عضو كميته نمايد و از اين بهتر براى پيشرفت هرسياستى كه داشته باشد چه وسيله خواهد بود . حسينخان معتمد با اينكه محكوم اوامر كلنل هيك است دادن اختيار كميته تهران را بدست اين اشخاص خطرناك تصور مىكند و از نگارنده ميخواهد سه نفر اشخاص وطن دوست را به او معرفى كنم بلكه بتواند كلنل را حاضر كند از خيال سپردن كميتهء مركز بسه نفر ياد شده صرف‌نظر نمايد و عمده نظرش اين است بلكه نگارنده خود بپذيرم يكى دو روز براى مطالعه اطراف كار فرصت خواسته بعد از مطالعه با اينكه صلاح شخص من نبود بصلاح مملكت پذيرفتم و با خود گفتم دواى مسموم اگر بدست اهلش باشد در موقع ضرورت به قدر حاجت آن را به كار برده و سود ميبخشد و اگر بدست غير اهلش باشد سوء استعمال نموده باعث هلاكت مىشود بنابر اين تا اين قوهء مسموم خطرناك سوء استعمال نشود بايد فداكارى كرده براى محدود ساختن آن از خود گذشت مدير كميته از اين تصميم خرسند شده كلنل را از سپردن كميته مركز بسه نفر ذكر شده منصرف ميسازد و در نتيجه نوشتجات و مهر كميته بدست نگارنده آمده بىآنكه رسما عضو كميته شده باشم و يا غير از رسيدن آن اشياء امضائى از من گرفته باشند تا ببينم در تهران با اين بسته امانت كه به چشم من اژدهائى ميآيد چه معامله بايد كرد . خلاصه يك ماه در اصفهان ميمانم مختصر باقيماندهء ملك موروثى را ميفروشم و بتهران برميگردم در اين يك ماه بختياريها كه در اينوقت حكومت دارند با قواى ايلى خود و قوهء ژاندارمرى و يك عده از پليس جنوب كه براى كمك آنها از فارس آمده است با ياغيان جوزانى جنگ كرده رؤساى آنها را گرفتار و اعدام ميكنند غنيمت بسيار بدست ميآورند از چپاول كردن اطراف دور و نزديك منزلهاى آنها بنام اموال ياغيان و از گرفتن پول زياد از پولداران شهرى و دهاتى هم بجرم داشتن رابطه خوددارى نمينمايند .