يحيى دولت آبادى
10
حيات يحيى ( فارسى )
قصدى دارد يا آنكه ميخواهد به همين دفع الوقتها بگذراند و نگذارد اردوى روس به مقصد خود كه كوت العماره است برسد . روسها ميخواهند قوهء سنجابى را اولا در هم شكسته زان پس بقشون عثمانى و ايرانى كه در ميان راه است حمله نموده از آن راه و يا از راه كلهر خود را بقصر برسانند چنان كه پيش مقدمهء آنها هم بكلهر رسيده آنجا را تصرف نموده است . اين اخبار همه يأسآور است على الخصوص كه خبر ميرسد سردار سنجابى على اكبر خان كه در جلد سيم نامبرده شده و يكى از سنگرهاى مهم در جلو قشون روس به او سپرده شده است از بىاسبابى و نرسيدن لوازم جنگ بجان آمده اعلانى نوشته نزد پدرش صمصام الممالك فرستاده او هم داده است بديوارهاى قصرشيرين چسبانيدهاند كه نه تنها نظام السلطنه و رؤساى ملى و رؤساى نظامى بلكه عموم مردم بدانند حاصلش آنكه اگر تا ده روز ديگر پول و لوازم جنگ به من نرسانند بناچارى عقب كشيده در كوهها متوارى خواهم شد در صورتى كه مسلم نيست صاحبمنصبان آلمانى با او همراهى كرده باشند يا بكنند . در اين صورت بعد از ده روز قشون روس بىمانع بجانب قصر و خانقين رهسپار خواهد گشت در ميان اين همه پريشان خياليها يك روز خبر ميرسد سيزده هزار كس از قشون انگليس كه در كوت العماره محصور بودند با مهمات بسيار تسليم قشون عثمانى گرديدند در اين صورت قشون روس كه رو بخانقين ميآمد مقصدش از ميان رفت و اين فتح عثمانيان رعبى در دل آنها انداخت كه مجبور شدند براى طرف حمله واقع نشدن نمايشى داده باشند خصوصا كه سنجابيها و ژاندارمرى كه عقب سر آنها بودند بواسطهء نرسيدن پول و ذخيره سنگرها را خالى كرده نگرانى اردوى روس را از خود بر طرف ساختند اين بود كه روسها باردوى قصر حمله كردند و صاحبمنصبان آلمانى هم صلاح ديدند عقبنشينى نمايند و پس از چند روز كه از افتادن كوت العماره و برپا شدن جشنهاى ملى گذشته بود غبار غمناك موحشى در خانقين پديدار گشته بتخليه نمودن شهر پرداختند و قشون شكست خورده يا عقب نشستهء قصرشيرين از عثمانى و ايرانى مانند مور و ملخ به اين شهر كوچك ريخته بجانب بغداد روانه شدند .