يحيى دولت آبادى
56
حيات يحيى ( فارسى )
آقا شيخ عبد اللّه مازندرانى كه در اينوقت دو تن از ايشان زنده و از رؤساى درجه اول هستند و طرفداران مشروطيت شيخ الاسلام اظهار مسرت مىكند و از او اجازه ميخواهم كه بيانات او را بآخوند ملا محمد كاظم خراسانى كه سمت استادى به من دارد بنويسم شيخ الاسلام اجازه ميدهد و ميگويد جواب هم بطلبيد بالاخره ميگويد آيا ميتوانيد خاطر مرا روشن كنيد باحوال سياسى ايران مخصوصا راجع باجانب در قرن اخير ميپرسم بگويم يا بنويسم ميگويد اگر بنويسيد بهتر خواهد بود وعده انجام اين خدمت را به او داده مجلس خاتمه مييابد . همان روز شرح مجلس شيخ الاسلام را خدمت استاد معظم خود آخوند ملا كاظم خراسانى نوشته بنجف اشرف ميفرستم و استاد بزرگوار مضمون معروضه مرا در مجلس درس معظم خود مذاكره مينمايد و شرحى در جواب مينويسد كه حاصلش اظهار امتنان از بيانات شيخ و حسن موافقت با نيات حسنه او است آن جواب عينا بشيخ الاسلام داده مىشود و موجب حصول رابطه محكمى ما بين دو رئيس محترم روحانى تشيع و تسنن ميگردد افسوس است كه سواد مراسله استاد معظم من از دست رفته نميتوانم عين عبارت آن را در اين مقام نقل نمايم . و اما راجع بتقاضاى شيخ الاسلام در شرح سياست خارجى ايران رسالهئى به عربى نوشته بعد از يكهفته بوى تقديم ميدارد و موجب مسرت و امتنان او ميگردد شيخ الاسلام رساله مزبور را ميدهد بتركى ترجمه مينمايند و نزد سلطان حميد خان ميفرستد و ديگر از بابين همايون بيرون نميآيد .