يحيى دولت آبادى
46
حيات يحيى ( فارسى )
كارها را انجام بدهم منشى ميگويد مبلغ زياد است وزير مختار با كمال تغير بنويس از اينها بايد پول درآورد براى اين كار هرچه بگويم ميدهند بعد از گرفتن پول بسيار از بابعالى مهمانى بالى فراهم كرده جمعى را دعوت مينمايد از جمله يكى از بستگان محمود پاشا است كه ميداند نوشتجات بر ضد دولت نزد او است وزير مختار اين جوان را بدست خانمهاى قشنگ در مجلس سرگرم شراب نموده در بيهوشى دست در بغل او كرده كاغذها را درميآورد بمحض درآوردن نوشتجات از پشت سر يكى از تركان جوان با بيرق ماه و ستاره خود را رسانيده نوشتجات را از دست او ميگيرد و ميرود يعنى مشروطهخواهان ايندرجه بيدارند و نميگذارند سر آنها فاش گشته مركز استبداد از راز ايشان آگاه بگردد . بالجمله محمود پاشا در پاريس توقف نموده مركز بزرگى براى احرار ملت تشكيل ميدهد يك مركز داخلى هم در ( سلانيك ) تشكيل داده اين دو مركز با يكديگر كار ميكنند تا امروز كه نتيجه اعمال آنها بظهور رسيده دولت مستبد عثمانى داراى مجلس مبعوثان و سلطنت شوروى ميگردد . بالاخره محمود پاشا ناخوش شده در پاريس وفات مىكند روح پرفتوحش بعالم قدس پرواز نموده نام ناميش ابد الدهر ثبت دفاتر خلود عالم انسانيت ميماند . در اينوقت كه اين شرح حال را مينويسم از اثر اقدامت آن مرد بزرگ و جوانان غيرتمند عثمانى شهر استانبول در هيجان غريبى است يعنى ملت مشغول انتخابات است صندوقهاى انتخاب را در هرمحل با بيرقهاى ماه و ستاره كه در دست شاگردان مدارس و ساير مردم است با موزيكهاى مخصوص و نغمههاى ملى حريتپرور فرياد زنده باد ملت در كوچهها و خيابانها ميگردانند مردم فوجفوج رفته شركت در انتخابات نموده مبعوثين ملت را در كمال دقت انتخاب مينمايند مركز جمعيت اتحاد و ترقى كاملا مراقب جريان امور است روزى چند پيش از اين از گارد مستحفظ عمارت سلطنتى بدگمان شدهاند . يكدسته قشون مستحفظ مطمئن باسلامبول وارد كرده ميخواهند وارد سربازخانه مخصوص سلطنتى كنند و مستحفظين آنجا را به