يحيى دولت آبادى

24

حيات يحيى ( فارسى )

فصل سوم قسطنطنيه و احوال آن استانبول 658 سال قبل از ميلاد اين شهر بدست ( مغاربيزانس ) يكى از پادشاهان بناء و پايتخت گشته در يكصد و نود و نه سال بعد از ميلاد بدست ( سپتيم سور ) پادشاه معروف اروپا خراب شده يكصد و سى و چهار سال مخروبه ماند بعد از آن بدست قسطنطنين كبير پادشاه بزرگ روم ساخته مركز سلطنت او و قسطنطنيه ناميده شده در اينوقت كه من به اين شهر وارد ميشوم ميرزا رضا خان ارفع الدوله كه در جلد اول اين كتاب مناسبت او را با نگارنده خوانده‌ايد از طرف دولت ايران سفير كبير است . از طرف سفير كبير و تجار ايرانى استقبال شده باحترام بمنزلى كه از پيش مهيا كرده‌اند وارد ميگردم ايرانيان استانبول بيشتر اهل آذربايجان و ترك‌زبانند از ولايات ديگر ايران كمتر كسى مقيم آنجا است من چون زبان تركى نميدانم در زحمت هستم كه با غير از ايرانيان آمدورفت كنم و حال اينكه دوست ميدارم با تركان جوان و مشروطه‌خواهان عثمانى الفت و آميزش نموده از افكار آنها استفاده نمايم . تركان جوان آزادىطلبان عثمانى سالها است در خط آزادى مملكت خود مجاهده كرده در ممالك آزاد مانند فرانسه و سويس و غيره اجتماعات داشته خدمات شايان بملت خود نموده‌اند و قوت داده است خيالات آزادىطلبانه آنها را تابش نور علم در قلوب جوانان تربيت‌شده ايشان در ظرف سى چهل سال اخير كه مكاتب و مدارس اين ملت مانند مكاتب ملل متمدنه دائر بوده زيردست اساتيد كامل اطفال آنها تربيت شده از اوضاع دنيا باخبر گشته‌اند خصوصا مكاتب حربيه كه توانائى دولت را بدست آزادىطلبان دانشمند داده است با اين هيجان عقلانى ملت حوزه اول استبدادى كه تعبير بسراى سلطنت و باب عالى مىشود دائره موحشى تشكيل داده كه سد محكمى در