يحيى دولت آبادى

58

حيات يحيى ( فارسى )

همراه باشد ميگويد البته خوب است براى اين كار به منزل سفير كبير ميرويم آقا سيد حسن شوشترى را آنجا ميبينيم . آقا سيد حسن از سادات شوشتر است سالها پدرش در طهران اقامت داشته او هم طهرانى شده خود را از علماى روحانى ميشمارد با سفير كبير عثمانى اظهار خصوصيت مينمايد در اين حال بهاء الدين بيك مستشار سفارت كه مردى متعصب و خودخواه است وارد مىشود سفير كبير ميپرسد مأموريت خود را بانجام رسانيديد يا خير ؟ ميگويد بلى خانه آقا سيد عبد اللّه بهبهانى و صدر العلماء رفتم جاى ديگر فرصت نشد بروم سفير كبير ميگويد منزل اين آقايانهم نتوانستيد برويد جواب ميدهد خير آفندم مجال نشد فردا خواهم رفت سفير ميگويد حالا اينجا مطلب را عنوان بنمائيد حس كنجكاوى من مرا واميدارد خوب توجه كرده بدانم سفير كبير با رؤساى روحانى چه مطلب داشته كه توسط مستشار سفارت در آن كار ضرورت يافته مستشار كاغذى را از پاكت درآورده ميگويد استفتائى است از علماى طهران شده به اين مضمون چه ميفرمائيد علماى اعلام اگر طايفه از مسلمين قومى را كه عناد و لجاج آنها با مسلمين محقق باشد تحريك نمايند كه با طايفه ديگر از مسلمين جنگ كنند و يا طليعهء جنگ واقع گردند آيا اين كار جايز است يا خير ؟ در ذيل اين ورقه آقا سيد عبد اللّه نوشته است جايز نيست و اين اوضح افراد سبيل كافر بر مسلم است به حكم لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا . اين عمل حرام است صدر العلماء هم اين نوشته را امضاء نموده است آقا سيد حسن بيدرنگ جواب را تصديق كرده ميگويد بلى همين‌طور است كه نوشته‌اند و من مفصل‌تر خواهم نوشت نگارنده بىنهايت از اين استفتاء و جواب در حيرت ميشوم تصور ميكنم مطلب مهمى است و در اين موقع اختلاف ما بين دولتين ايران و عثمانى در سرحد اين سئوال و جواب مضر خواهد بود اين است كه از يكطرف به آقا سيد حسن اشاره ميكنم تأمل كنيد ببينيم مطلب چيست و از طرفى بسفير رو كرده ميگويم اولا موضوع مطلب بايد معين باشد تا حكم مسئله معلوم شود ميگويد موضوع مبين است