يحيى دولت آبادى

47

حيات يحيى ( فارسى )

آزاديخواهان حقيقى است از روحانىنمايان كه دخالت آنها در امر سياست بعقيده عموم آزاديخواهان مضر است و اگر مساعدتى به آنها مىشود براى پيشرفت مقصد مىباشد تا وقت معين بهر صورت قرار مىشود ملاقاتى از نير الدوله بشود در صورتى كه نگرانى دارم و حيرت ميكنم كه شاهزاده نير الدوله آزاديخواه و عدالت‌پرور شده باشد گاهى تصور ميكنم احتشام السلطنه را فريب داده باشند و ميخواهند بدست او اقدامات ما را بىاثر نمايند و يا آنكه ما را از اقدامات بر ضد دولتيان باز دارند خصوصا كه يك دفعه از دست احتشام السلطنه و عمليات او در كار معارف صدمه خورده‌ام و نميبايد احتياط را از دست بدهم ولى علاقمندى رسيدن به مقصود اين انديشه‌ها را عقيم ميگذارد بهرحال عصر آن روز نير الدوله را ملاقات ميكنم ميپرسد از آقايان چه خبر داريد كار عدالتخانه بكجا انجاميد ميگويم عادل عدل ميخواهد ما هنوز عادل نيستيم چگونه مىشود هوس عدالتخانه داشته باشيم ميگويد پس اينحرفها كدام است كه ميزنند ميگويم اشتهاى كاذبست ولى خيال نكنيد همه اينطور هستيم خير در ميان ما هم اشخاصى هستند كه براستى هواخواه عدل‌ودادند ميگويد آقا سيد محمد اينطور است ولى ريش او هم بدست اولاد او است كه آنها هم از جنس ديگرانند و اين براى او عيب بزرگى است بعد از آن راجع باوضاع دولت و ملت و مقتضيات وقت در اصلاح امور مملكت مذاكره طولانى مىشود در نتيجه مقرر ميگردد نگارنده بعضى از آقايان را ملاقات كرده راضى نمايم با اتابك اعظم همخيال شوند و متفقا باصلاح كار بپردازند بعد از اين مجلس نگارنده ميرزا محمد جعفر صدر العلماء را كه از ديگران سليم النفس‌تر است ملاقات نموده در اين زمينه صحبت ميدارم صدر العلماء ميپذيرد ولى ميرزا حسن برادر وى كه از كاركنان حوزه اسلامى و داماد آقا سيد عبد اللّه بهبهانيست بعلاوه از طرفداران ميرزا على اصغر خان است و مقصد عمده‌اش عزل عين الدوله و آوردن امين السلطان مىباشد مخالفت نموده ميگويد اتابك اعظم بر ضد ما است و آنچه ميگويد از اصلاح خواهى و حاضر بودن براى تأسيس عدالتخانه دروغ است اگر راست ميگويد و حقيقتا ميخواهد دستخط شاه را اجرا كند چه اصراريست كه او در حاضر بودن مخالفين ما