يحيى دولت آبادى
46
حيات يحيى ( فارسى )
خوددارى مىكند : 1 - آنكه جمعى از رجال دولت كه وليعهد مملكت در رأس آنها واقع است با او غرض شخصى دارند و حرف آنها در وجود شاه اثر دارد ميترسد كه آنها خاطر شاه را آزرده كرده صدارتش از دستش برود . 2 - آنكه ملتفت شده است در اين پيشآمدها دست طرفداران ميرزا على اصغر خان داخل است چه از وزراء و چه از علماء و چه از تجار و با اقدام كردن او باجراى دستخط شاه آنها دست برنميدارند و مقصد خود را كه برهمزدن صدارت او و آوردن امين السلطانست بهر بهانه باشد تعقيب خواهند كرد . 3 - آنكه اختلاف كلمه روحانيان را در مركز و ولايات با جهل ملت و ضعف دولت مشاهده نموده ميترسد اگر سست شده تسليم يكدسته از روحانيان بشود نتواند از هيجان مخالفين آنها جلوگيرى كند كار بهرجومرج بكشد و بيگانگان استفاده نمايند و البته اين عقيده اشخاصى است كه باتابك اعظم خوشبين هستند و او را مرد عاقل وطندوست تصور مينمايند . اينك برگرديم برشته مصاحبه با احتشام السلطنه بديهى است احتشام السلطنه به هيچ عنوان نميتواند مقصديرا كه دارد بدست نگارنده و ملك المتكلمين اجرا كند مگر آنكه ما را اطمينان بدهد كه با اين اقدام به مقصد اصلى خواهيم رسيد او هم در اين زمينه هرچه ميتواند صحبت ميدارد و وعده ميدهد در پايان مجلس از نگارنده ميخواهد ملاقاتى از نير الدوله بنمايم ميگويم براى چه ميگويد چون حاكم شهر است با ما در اين كار همراه باشد بهتر است من به او و بلكه باتابك اعظم گفتهام كه با شما و ملك المتكلمين در اجراى اين مقصود همدست خواهم شد از اين بيان معلوم مىشود نقشه تازه كشيده شده تا بدست آزاديخواهان از طرفيت طباطبائى با اتابك جلوگيرى شود بلكه او را بجانب خود ببرند و ساير اعضاى حوزه اسلامى را كه كمتر مقصد آزاديخواهى دارند بهر صورت ممكن باشد مقهور بسازند ولى نظر بسابقه آزاديخواهى احتشام السلطنه در دخالت او در كار اين نقشه ديده نميشود بلكه فقط نظر او در ظاهر لزوم تفكيك