يحيى دولت آبادى
45
حيات يحيى ( فارسى )
فايده نميبخشد اتابك وارد مىشود از رفتن سيد دلتنگ شده ميپرسد كجا رفت ميگويند به منزل كامران ميرزا برادر شاه ( كامران ميرزا تازه سپهسالار شده است ) اتابك بيفاصله به منزل سپهسالار ميرود كه سيد را آنجا ملاقات كند و با اينكه بهم برميخورند سيد براى صحبت داشتن با او حاضر نميشود در اينحال احتشام السلطنه دامن بر كمر زده ميخواهد بتوسط نگارنده و ملك المتكلمين اتابك و طباطبائى را صلح بدهد و خدمت بزرگى باتابك نموده باشد و هم بايد دانست كه در اين ايام اغتشاش مركز حواس رجال دولت را مختل ساخته خصوصا كه بواسطهء بىپولى كار دولت به سختى كشيده و راه چاره از تمام جهات بسته شده است خواستهاند مجددا از دولت روس قرضى بنمايند صورت نگرفته خواستهاند از انگليس بگيرند آنها هم بعد از اطمينان از اينكه روسها قرض نخواهند داد جواب يأس دادهاند از بعضى دول ديگر خواستهاند قرض كنند آنها هم بملاحظهء روس و انگليس ندادهاند از يكطرف دولت عثمانى در سرحد آذربايجان پيشقدمى كرده آنچه ميخواهند او را رد كنند نميشود ناچار بروس و انگليس متوسل ميشوند كه آنها اقدام كرده او را عقب بنشانند آنها هم مسلم است در اين وساطت استفاده خواهند كرد و همه بر ضرر حال و استقبال مملكت تمام مىشود سرحدات ديگر بواسطهء انقلاب مركز و گرفتارى دولت بكشمكش با ملت همهجا در حال اغتشاش است انگليسها در سرحد سيستان و در خليج فارس خود را قادر مطلق دانسته هرچه ميخواهند ميكنند روسها از سرحدات گرفته تا مركز همهجا فعال ما يشاء هستند داخله مملكت بواسطه تعدى حكام و نبودن قانون مجازات در حال انقلابست روزنامهاى فارسى مخصوصا حبل المتين هر هفته داد سخن ميدهند و راجع بلزوم قبول نمودن دولت مقاصد ملى را از اجراى قانون مساوات و تأسيس عدالتخانه آنچه لازمه نگارش است مينگارند در شهر طهران شبها اوراق زياد منتشر مىشود پر از نكوهش رجال دولت و روحانيان كه چرا در مقام اجراى قانون مساوات كه حيات ملت و دولت به آن بسته است مسامحه دارند بعضى از اشخاص منور الفكر تصور ميكنند جلوگيرى نكردن اتابك از روزنامها با اينكه ميتواند جلوگيرى كند دليل است كه او شخصا مايل است پاى عدالت و قانون در ميان بيايد ولى بجهاتى