يحيى دولت آبادى

42

حيات يحيى ( فارسى )

كند و بساط عدل‌وداد بگستراند امين الضرب ميگويد چون من او را تازه در لندن ديده‌ام و از عقايدش نيكو مطلع شده‌ام ميدانم بالمره نظريات او بر خلاف سابق است صريح ميگويد من يك خبط كردم كه جزء خطاهاى بزرگ من شمرده مىشود و آن اينست كه در كشته شدن ناصر الدين شاه ملت را وادار نكردم مظفر الدين شاه را با اساس مشروطيت و قانون اساسى بسلطنت قبول نمايند در صورتى كه اين كار در آنوقت در كمال آسانى صورت ميگرفت امروز هم بقاى استقلال مملكت در اين است كه مشروطه بوده باشد ميگويم گمان ميكنم آب‌وهواى لندن اقتضاى اين سخنانرا كرده باشد در اين صورت اگر از آن آب‌وهوا خارج شد و در ايران بمسند رياست رسيد همه را فراموش خواهد كرد ميگويد يقين بدانيد كه تغيير حال پيدا كرده است - معلوم شد ميخواهد براى آوردن امين السلطان زمينه‌سازى كند . و هم در اين ايام محمد على ميرزا وليعهد از تبريز تلگراف سختى به عين الدوله نموده او را تهديد كرده از اينكه با خيالات اصلاح‌خواهان و حوزهء اسلامى همراهى كند بعضى ميگويند عين الدوله اصلاح‌خواه است و دلش ميخواهد يك كار اساسى بكند اما از وليعهد ملاحظه دارد زيرا وليعهد بىاندازه از او مكدر است بعضى ميگويند شاه باصلاحات رضايت دارد اما عين الدوله راضى نيست و اين تلگراف وليعهد را هم بهانه كرده است كه به زودى اقدام نكند و نزد شاه عذر داشته باشد بعضى ميگويند امير بهادر و حاجب الدوله و بعضى ديگر از درباريان مانعند و نميگذارند او اقدام نمايد چيزى كه مسلم است اين است كه وليعهد جدا با اجراى اين دستخط شاه مخالف است عين الدوله نگرانى خود را از طرف وليعهد ببعضى محارمش گفته است و هم اظهار داشته كه بتوسط روحانيان اقدام كردن باينكار صلاح نيست چه اگر بتوسط آنها بشود دخالتهاى بيمعنى ميكنند و موجب سلب قدرت دولت شده هرج‌ومرج در مملكت روى ميدهد اصلاح‌خواهان تصور ميكنند اگر شخص شاه جدا اصلاحات ملكى را بخواهد و امر كند از عقلا و دانشمندان مملكت جمعى انتخاب شده مجلسى برپا نموده قانون اساسى براى مملكت بنويسند و وزارتخانه‌ها را از روى قانون مرتب نمايند و حدود دولت و ملت را معين نموده ماليهء مملكت در تحت نظارت مخصوص آن مجلس