يحيى دولت آبادى
378
حيات يحيى ( فارسى )
به منزل او ميروم چند روز در خانهء او ميمانم به من مهربانى بسيار مىكند و هرچه از دست خود و خانوادهاش برميآيد كوتاهى نمينمايند ولى رسيدن يك خبر نعمت اين آسايش را هم سلب مىكند و آن اين است كه حكومت نظامى ميخواهد ببهانهء اسباب غارت شده بعضى از خانهاى محترمين و تمام خانهاى شهر را بكاوند اين است كه نگران مانده زنى را بعنوان معالجه نزد يكى از دكتران شهركه با من دوستى دارد و با خارجهها بيرابطه نيست ميفرستم و از او ميخواهم با سفارت انگليس مذاكره كند اگر من خود را بقلهك كه محل ييلاقى انگليسان است و پدر من آنجا باغچهء ملكى دارد برسانم ميتوانم جان خود را حفظ كنم يا نه دكتر مزبور ملاقات كرده اطمينان حاصل مينمايد و مرا اطلاع ميدهد در اين حال مصمم ميشوم بهر وسيله هست خود را بقلهك برسانم و در اين كار غلامعليخان قجر كه سالها زحمت پرورش او را كشيدهام مرا مساعدت كرده و روز پنجشنبه سيم شهر ج 2 يعنى نه روز بعد از واقعهء خرابى مجلس در وسط روز با لباس مبدل سلامت بباغ قلهك ميرسم و جان خود را از معرض خطر دور ميبينم و پيش از آنكه كسى بر بودن من در قلهك آگاه شود پدر و برادر و تمام خانواده را از شهر بشميران آورده تا يك اندازه خاطرم آسوده ميگردد خلاصه بعد از ورود بقلهك كه قدرى آسايش خيال حاصل ميكنم يادم ميآيد پانزده سال پيش از اين شاهزاده محمد تقى ميرزاى ركن الدوله در طهران بپدرم گفت باغچهء قلهك را داريد يا فروختيد پدرم جواب داد دارم گفت بشما وصيت ميكنم اگر هرچه را داريد فروختيد اين باغچه را نفروشيد كه روزى به كار شما خواهد خورد امروز همانروز است كه باغچه جان ما را حفظ مىكند قلهك يكى از دهات شميران است سالها است محل ييلاق سفارت انگليس شده در مقابلش زرگنده محل ييلاق روسهاست در آن ده روسها و انگليسها در اين ده بواسطهء قدرت خود و ضعف دولت تصرفات حاكمانه مينمايند در اينحال كه من بقلهك وارد ميشوم گرچه در منزل خود هستم ولى در واقع در تحت حفاظت انگليسان درآمده اطمينان حاصل كردهام كه در اينجا براى من مخاطرهء جانى نخواهد بود باوجود اين خبر بودن من در قلهك باندازهئى در دربار سوء اثر مىكند كه تصور ميكنند بدون هيچ مزاحم مىتوانند مرا دستگير نمايند اين