يحيى دولت آبادى

361

حيات يحيى ( فارسى )

اشكال نيست ) و نسبت بهريك جداگانه سخن گفت دولت انگليس كه ميبيند بواسطهء تحريكات شديد روس در دربار محمد عليشاه بسبب نقشهء انقلابى كه از طرف درباريان ايران براى خلاص كردن خود از طوق مشروطيت سرتاسر مملكت ما پرآشوب است و طرق و شوارع روزبروز ناامن‌تر ميگردد و بتجارت آنها زيان ميرسد باكى ندارند كه مليون ايران را فداى منافع خصوصى خود نمايند و به صورت يك مجلس شوراى نورسى كه در قضيه شناختن عهدنامه 1907 مسيحى آنها با روس روى موافقت نشان نداده آن را رد نموده است سيلى دردناكى بدست ديگرى زده باشند تا بزدن آن سيلى دو كار شده باشد يكى تنبيه آزاديخواهان پرحرارت و كم‌تجربهء ايران و ديگر دامن زدن به آتش تنفر ايرانيان از روس رقيب ديرينهء خود خصوصا كه محذور آزاد نگذاردن محمد عليشاه در اختيارات سياست خارج مملكتى خود ( كه موجب مساعدت آنها با مليون ايران در تبديل اساس حكومت استبدادى بمشروطيت بود ) بر طرف شده و عهدنامه 1907 تكليف آنها را با رقيب خود در ايران و در وسط آسيا معين نموده است بعبارت ديگر دولت انگليس بمقصودى كه در ترويج مشروطيت ايران داشته رسيده است در اين صورت اكنون صرفه و صلاح خود را در آن ميداند كه اظهار علاقمندى بمواد معاهده 1907 با روس بنمايد تا از آنراه بحفظ سياست خود در ايران موفق گردد اينجا است كه بحكومت ملى ايران مانند كارد كندشده ازكارافتاده نظر مينمايد بلى در عين حال نميخواهد تا وقتى كه حكومت مقتدر ثابتى كه طرفدار سياست او باشد در ايران نباشد قانون اساسى ايران لغو گردد بهرحال آنچه در ايران رويداده اكنون در چشم دولتيان انگليس سوء اثر نكرده بلكه مبنى بر صرفه و صلاح سياسى و اقتصادى خود ميدانند و اما ملت انگليس ملتى را كه ميتوان در مقابل دولت نام برد جمعى از آزاديخواهان تندرو انگلستان و ايرلانديهاى مخالف دولت انگليسند كه آنها هم در اظهار تنفر از عمليات روس باشتراك انگليسان در ايران كوتاهى نميكنند در صورتى كه تأثير مهمى نخواهد داشت و بديهى است كه آزاديخواهان هندوستان و كليه فارسيان ايران‌دوست هم در شمار اين جمع ميباشند و با مليون ايران اظهار همدردى مينمايند