يحيى دولت آبادى
362
حيات يحيى ( فارسى )
همسايه سيم ما كه خود در حال انقلاب است و مشروطه شدن ايران در مزاج حكمران مستبد آن سوء اثر بسيار داشته و اكنون از شكست مليون و فتح محمد عليشاه كه روابط خصوصى باهم دارند خوشحال است دولت عثمانى است با سلطنت عبد الحميد خان دوم . عبد الحميد از مشروطه شدن ايران كه قهرا در تزلزل استقلال و استبداد او مؤثر بوده است بىنهايت اندوهناك بود و اجازه نميداد اندك خبر از اخبار حكومت ملى ما در جرايد مملكتش منتشر گردد بديهى است از فتح محمد عليشاه و خراب كردن مجلس و برچيدن بساط مشروطه روح تازه به خود ميگيرد اما عمر اين خوشحالى بسى كوتاه است زيرا كه مقارن شكست مليون ما و فتح دولت استبدادى در قسطنطنيه قضيه به عكس شده حكومت استبدادى عبد الحميد خان بدست جمعيت اتحاد و ترقى عثمانى برهمخورده حكومت ملى تأسيس ميگردد و به همان اندازه كه اين قضيه در مزاج سلطانحميد سوء اثر كرده زندگانى را در كام وى تلخ مينمايد رسيدن خبر شكست سلطان بدست مليون عثمانى در مزاج شاه جوان تازه طعم استبداد را چشيده تأثير نموده خاطر او را سخت مشوش ميدارد در رسيدن سفير كبير جديد عثمانى نصوهى بيك بطهران بهر وسيله هست قلب او را جلب كرده نميگذارند طرف توجه مليون ستمديدهء ايران واقع بگردد چنان كه در جلد سيم اين كتاب خاطر خوانندگان از قضاياى ارتباط آزاديخواهان ايران و عثمانى آگاه خواهد گشت عجالتا ميتوان گفت يكى از لطمههاى بزرگ كه بيفاصله بعد از غلبه محمد عليشاه بر مليون ايران بر قلب او مىخورد به حدى كه از شدت عمليات جابرانهء او و درباريانش نسبت بآزاديخواهان گرفتار در غلوزنجير اندكى ميكاهد رسيدن خبر فتح مليون عثمانى است و شكست سلطان مستبدى كه سى سال در مقابل آزادى ملت خود مانند سد آهنين پافشارى كرده است در اين صورت البته محمد عليشاه حق دارد از اين پيشآمد ناگهان بينهايت آزردهخاطر باشد و شهد غلبه بر مشروطهخواهان بكامش تلخ گردد و اين تلخكامى ضميمه مىشود به دو تلخكامى ديگر يكى پافشارى آذربايجانيان در مخالفت با حكومت استبدادى او چنان كه در اوايل همين فصل نگاشته شد و ديگر ايستادگى سخت رؤساى روحانى عتبات عاليات در رد عمليات حقشكنانه شاه و درباريان