يحيى دولت آبادى
355
حيات يحيى ( فارسى )
فصل سى و هشتم تأثير خرابى مجلس در دربار باغشاه و دول همجوار ايران محمد عليشاه قاجار جوان مغرور بى خبر از اوضاع روزگار بعد از غالب شدن بر مشتى رعيت بينواى خود و پس از خراب كردن مجلس شورايملى و درهم پيچيدن بساط مشروطيت خود را پادشاه مستقل و مالك الرقاب ايران ميداند و اطرافيان نادان يا مغرض و خودخواه و كجسليقهء او به حدى او را ستايش ميكنند كه مانند اسبهاى سركش باد در دماغش افتاده خود را كاملا بر مركب آرزوهاى خويش سوار ديده چشمش بواسطه غرور موفور يك قدم پيش رو يا عقب سرش را مشاهده نمينمايد . محمد عليشاه در روز بيست و سوم جمادى الاولى 1326 از يكطرف سرباز و قزاق و توپ و تفنگ بمجلس فرستاده از طرف ديگر اسباب فرار خود را از وسائل نقليه مختلف حتى اسب سوارى زين كرده در جانب شمالى باغشاه نگاهداشته ملتزمين ركاب خود را حاضر كرده است كه اگر قشون او از مليون شكست خوردند فرار نمايد بديهى است اينحالت انتظار و اضطراب بيش از دو سه ساعت نيست كه معلوم مىشود استعداد جنگى مليون بسيار كم است و غلبه با قشون دولت خواهد بود در اينوقت شاه امير بهادر جنگ و شاپشال و اشخاصى را كه به ظاهر از دربار دور شده بودند بدربار ميطلبد و قتله فريدون را آزاد مىكند و محبوسين سياسى عدليه و نظميه را كه بامر مجلس محبوس شدهاند رها مينمايد و امير بهادر را سپهسالار مىكند و مشير السلطنه برياست وزراء بنام وزير اعظم باقى ميماند ميرزا محمد عليخان علاء السلطنه وزير خارجه و بعضى از وزراى