يحيى دولت آبادى
350
حيات يحيى ( فارسى )
اينست كه به اين صورت فضيح و بدست اين گونه اشخاص وقيح برهم مىخورد تا كى ملت رشد سياسى يافته بتواند باحقاق حق مشروع خود قيام نمايد . و اما آذربايجان كه در حفظ اساس حكومت ملى ايستادگى كرده با دولت استبدادى طرف مىشود و غالب ميآيد شرحش بطور اجمال اينست كه آذربايجانيان علاوه بر صلابت فكرى كه دارند و بيشتر شجاع و جنگجو هستند در اينموقع زير بار تعديات درباريان طهران كه همه آنها را ديده و شناخته و بزرگ كردهاند نميروند و بهيچيك از آنها از پادشاه گرفته تا كوچكتر نوكرانش اهميت نداده آنها را قابل اعتناء نميدانند و خصوصا كه آزاديخواهان تبريز و ديگر ولايات آذربايجان ميدانند اگر تسليم حكومت استبدادى طهران بشوند دولتيان مركز و مستبدين محلى از روحانىنما و رجال كهنهپرست بر عرض و ناموس آنها ابقاء نخواهند كرد اين است كه مقاومت با مال و جان خود را براى نگاهدارى صورت حكومت ملى بر اسارت بدست روس و روسپرستان دربارى ترجيح داده با دولت استبدادى مخالفت مينمايند و دو چيز پادرميانى مىكند كه آنها در كار خود كامياب ميگردند . اول آنكه مهديقليخان مخبر السلطنه كه اخيرا والى مشروطهخواه آذربايجان شده و از روى اصول مشروطيت با انجمن ايالتى و نمايندگان ملت كار مىكند از اوضاع مركز و احوال درباريان و سياست داخلى و خارجى دربار كاملا اطلاع دارد در اينوقت كه مركز مشروطيت مقهور دست مركز استبداد مىشود نه تنها صلاح خود را نميداند كه در تبريز با آزاديخواهان طرف شود و اوامر استبداد را بموقع اجرا بگذارد بلكه معنا بمشروطهخواهان كمك كرده تمام قواى حكومت ملى را كه در دست دارد حتى ذخيرهء قشونى و غيره همه را تسليم انجمن ايالتى كرده راه اروپا را در پيش گرفته روانه مىشود و اين از دو جهت به حال مليون آذربايجان مفيد ميگردد يكى آسايش خيال از طرف حكومت محل كه با آنها طرف نميشود ديگر رسيدن بلوازم جنگى مهم كه تا مدتى ميتواند براى آنها وسيلهء مدافعه بوده باشد . دوم آنكه يك تن از خوانين آذربايجان كه خود را طرفدار مشروطه نموده و با