يحيى دولت آبادى

291

حيات يحيى ( فارسى )

گرفته سر تفنگها را رو به آنها كرده ميگويند اگر برويد شما را خواهيم كشت خوب دقت ميكنم ميبينم بيشتر آن اشخاص از كاركنان حوزه استبدادى هستند و از اشخاصى كه مخصوصا با آقا سيد عبد اللّه ضديت دارند و بعد كشف مىشود كه آنها پيش خود مذاكره كرده‌اند يكى از آنها تيرى خالى كند آنگاه در ميان جمع همان اشخاص آقا سيد عبد اللّه و كسانى را كه طرف ملاحظه دولتند بكشند و معلوم نشود به تير كى كشته شده‌اند بعضى از اطرافيان سيد بخطرناكى موقع پىبرده بچابكى سيد را در حجره‌ئى از حجرات مسجد كرده در را به روى او ميبندند تا خلوت مىشود و او را به منزل خود ميرسانند تا عصر اين روز كم‌كم نمايندگان انجمنها تابلوهاى خود را برداشته روانه ميشوند مسجد به كلى خالى ميگردد ولى مردم بينهايت دلتنگ و افسرده شده سرشكستگى فوق العاده براى مشروطه‌خواهان حاصل مىشود كه بيك دستخط شاه و آمدن بيست و پنجنفر قزاق مردم ترسيده فرار كردند و اغلب مقصود مجلس را از اين رأى كه داده نميدانند .