يحيى دولت آبادى
256
حيات يحيى ( فارسى )
ملاحظه دارند اينست كه شما را در هر صحبت محرم نميدانند بهرحال من و برادرم و معتمد خاقان ميرويم به خانه سردار منصور امراء تازه از خواب بعد از ظهر برخاستهاند بعضى از آنها بينهايت افسردهخاطر هستند و آنها كسانى ميباشند كه با دربار راهى ندارند و بعضى مرحوم حاج ميرزا عليمحمد دولتآبادى پيداست كه باطنا خوشحالند و ظاهرا خود را متألم نشان ميدهند از آنها است غلامرضا خان آصف الدوله كه رو بنگارنده كرده ميگويد اين چند نفر كه از دربار نرفتند و معلوم نيست عاقبت كار چه خواهد شد نگارنده عقايد شخصى خود را در اصل اين خيال كه براى جلوگيرى از انجمنها و ناطقين و ارباب قلم بود بتوسط يك هيئت امراء و وزراء و قصد اصلاحى كه در سر داشتهام مفصل نقل كرده ميگويم من داخل اغراض شخصى نيستم براى هيچكس كار نميكنم غرض من نوعى است همه تصديق و اظهار مهربانى