يحيى دولت آبادى
257
حيات يحيى ( فارسى )
ميكنند برادرم هم شرحى ميگويد حاصلش آنكه كسى با شاه طرف نيست مقصود رفع نواقص و اصلاح امور است و همه بايد باهم همدست شويم و راه مقصود را بپيمائيم . معاون الدوله ميگويد امروز صبح قاضى قزوينى و بعضى ديگر از طرف انجمنها آمده بودند از ما تكليف ميخواستند و ما متحير بوديم چه جواب بدهيم نه تكليف ما معلوم است و نه تكليف مردم ما در اين گفتگوئيم كه محمد باقر خان فراشباشى مجلس و يكنفر از اعضاى انجمن مظفرى از طرف انجمنها ميآيند و اظهار ميكنند نمايندگان انجمنهاى ملى در انجمن مظفرى جمعند و ميگويند شما چه كردهايد و تكليف ما چيست امراء جواب ميدهند منتظريم فرستادگان ما از خانه عضد الملك و از جاهاى ديگر كه رفتهاند برگردند آنوقت جواب بدهيم آنها ميمانند جواب بگيرند نگارنده و برادرم روانه ميشويم بعد از اين مجلس كه آثار خوشى ديده نميشود با كمال افسردگى بمجلس شورايملى ميروم وكلاء هستند و آقا سيد عبد اللّه و بعضى از مليون ولى نمايندگان انجمنها همه در انجمن مظفرى جمعند و جمعيت بسيار آنجا است ميشنوم در انجمن مظفرى مشغولند عريضهئى بشاه مينويسند باز خبر ميرسد كه عريضه شاه صلحآميز و متضمن درخواست اصلاح واقعى با ملت است و در آخر عريضه نوشتهاند براى انجام هرچه موجب اطمينان اعليحضرت باشد حاضر خواهيم بود نگارنده تعجب مىكند اين عريضه در اينموقع چه اثر خواهد داشت ميپرسد از وكلاء هم كسى هست ميگويند تقىزاده هم هست او هم به اين عريضه رأى داد ميگويند مخالفتى نكرد خلاصه از ترتيب كار و وضع رفقا مخصوصا ملك المتكلمين نگران هستم چون ميدانم در كار است و آرامش نميگذارند و از طرف ديگر چون مرد زودباوريست ممكن است او را فريب بدهند ديشب با او و ساير رفقا قرار شده من بروم امراء را ملاقات كرده برگردم امروز هم يك مرتبه ديگر امراء را ديدهام و هنوز رفقا را نديدهام باهم صحبت بداريم بدانم چه كردهاند چه ميكنند از اينجهت با نهايت افسردگى از عمارت مجلس فرود آمده پاى عمارت ميرزا داود خان و حسين آقاى پرويز را ديده گوشهئى نشسته از بىرويه بودن حركات رفقا شكايت ميكنيم و ميگوئيم در چنين موقع خطرناك چرا نبايد اقلا چهار نفر كه از يكديگر اطمينان دارند و قصدشان اصلاح امور