يحيى دولت آبادى

237

حيات يحيى ( فارسى )

طلب هنگفتى را كه او از دولت در زمان مظفر الدينشاه ادعا داشته امضاء نموده و پرداخته شده و هم خصوصيت مخبر السلطنه با امير بهادر در كار حكومت آذربايجان مخبر السلطنه در حسن رابطه صنيع الدوله با امير بهادر تأثير نموده و تندروان مجلس بصنيع الدوله حمله كرده در مجلس علنى او را دنبال مىكند زمينه رياست وزرائى او محو مىشود . بديهى است اين كار هم شايسته نبود و در اينوقت كه هيچكس زير بار وزارت نميرود خزانه از پول خالى است ميان شاه و ملت هم جدائى حاصل شده نبايد اينقدر سختگيرى كرد و همه را رنجانيد اينست كه نگارنده با صنيع الدوله صحبت ميدارد ايرادات تندروان را به او ميگويد و جوابهاى قانع‌كننده ميشنود ولى تندروان نميپذيرند به اعتقاد من صنيع الدوله شخص بدخواهى نيست نقصى كه دارد اندكى خودخواه و خانواده پسند است روزى كه در مجلس علنى او را دنبال ميكنند بعضى را اعتقاد اينستكه چون لايحه صنيع الدوله در باب گمرك قند و چاى ناپسند خاطر اجانب شده آنها غير مستقيم تندروان را تحريك كرده‌اند كه اسباب بدنامى او را فراهم بياورند بهرحال در اينوقت كه صنيع الدوله اول كسى است كه ميپذيرد تشكيل كابينه بدهد شاه و درباريان از او ملاحظه دارند ديگران هم تا يك اندازه از او حرف ميشنوند صلاح مملكت نبود كه به او حمله نموده او را از كار بيندازند ولى تندروان به اين حرفها اعتقاد ندارند اگرچه مرا هم جزو تندروان ميشمارند اما من اينملاحظات را همه‌وقت داشته و گفته‌ام نهايت نميتوانسته‌ام از آنها جدا شوم و يا مخالفت نمايم مثلا رفقاى تندرو من اصرار دارند وزراء از جوانهاى تحصيل كرده باشند اگرچه به كلى نامعروف و از طبقه سيم بلى اگر دولت قوى و قادر بود و خزانه تهى نبود و ملت آزاديخواه داراى حزب قوى در تمام مملكت بود و نفوذ هم داشت اين عقيده ممكن بود عملى بشود ولى با اوضاع كنونى هنوز زود است كه اين آرزوى ما عملى بگردد خصوصا با اوضاع ملوك الطوايفى در ايلات و عشاير كه حيثيات اشخاص البته در كارها دخالت دارد عقيده نگارنده دربارهء وزارتخانه‌ها با حال كنونى اينستكه وزير شخص باحيثيت بىطمعى باشد و معاون