يحيى دولت آبادى
238
حيات يحيى ( فارسى )
او كه با وى مسئوليت مشترك دارد يكى از جوانهاى وطنخواه عالم واقف بمواقف عصر و از مستشاران خارجى هم از دولتهاى بيطرف تا مدتى بينياز نخواهيم بود . خلاصه برگرديم بر سر احوال دولت و ملت سختى روسها در اين ايام در پيلهسوار طورى است كه همهكس ميداند بهانه است و ميخواهند حواس ملت و مجلس را مشوش نموده نگذارند به كار خود بپردازند مشير الدوله وزير خارجه اگرچه جوان عالمى است ولى باندازهئى ترسناك است كه گويا وجود خود را باطل گذارده و عمده ملاحظهاش از مخالفت شاه است با مشروطيتى كه وجود او در تأسيس آن دخالت داشته اينستكه بر خود و بر تمول سرشارى كه پدر براى او گذارده انديشه دارد دست از پا خطا نميكند و كارهاى خارجى هم در حال فلج مانده است با اين همه مشير الدوله با صنيع الدوله ساخته و درباريان را تا يكدرجه از خود مطمئن ساختهاند . و اما كابينه از طرف مليون و مجلس مذاكره بود صنيع الدوله رئيس الوزراء بشود ولى چنان كه گفته شد حملهئى كه از طرف تندروان مجلس شد او را از كار دور نمود شاه هم برياست صنيع الدوله باطنا راضى نيست و ميخواهد كسى كابينه را تشكيل بدهد كه با مقاصد او كاملا همراه باشد و از همهكس براى او بهتر ميرزا احمد خان مشير السلطنه است مشير السلطنه در جلد اول اين كتاب نامبرده شده از رجال كهنهپرست ايران مىباشد و هيچگونه سنخيت با اوضاع مشروطه و حكومت ملى ندارد ولى شاه جد مىكند كه او رئيس دولت بشود و بهر وسيله هست تندروان مجلس را هم راضى مينمايند كه او سر كار بيايد به شرط آنكه معاونش يكى از مشروطهخواهان باشد و براى اين كار دبير الملك را انتخاب مينمايند كه جوان وطندوست و بااطلاعى است مشير السلطنه رئيس الوزراء مىشود ميرزا محمد عليخان علاء السلطنه وزير خارجه و مشير الدوله وزير علوم بعد از تشكيل كابينه مشير السلطنه و پيش از آنكه رسما بمجلس معرفى شود ضديت شاه با مجلس و مشروطه بىپرده ميگردد مجلسيان ميكوشند كه مشير السلطنه وزراى خود را بمجلس آورده معرفى شوند و صورت محفوظ باشد ولى انجام نميگيرد يعنى شاه اجازه نميدهد و همراهى نميكند نفسها در سينهها تنگ شده