يحيى دولت آبادى
236
حيات يحيى ( فارسى )
فصل بيست و چهارم تصميم شاه و درباريان به خرابى مجلس بعد از چراغانى و استخلاص متهمين بمب بفشار مليون حال شاه دگرگون شده در اوضاع دربار تغيير كلى حاصل ميگردد و درباريان و حوزههاى استبدادى با كمال شتاب به برهمزدن اساس مشروطيت ميپردازند نظام السلطنه رئيس الوزراء اگرچه ملت از او راضى نيست ولى اين نارضائى فقط بواسطه اينستكه برحسب عادت ديرينه او از بعضى حكام پول ميگيرد و گرنه در مقابل خيالات شاه و حوزههاى استبدادى بهترين اشخاص است براى رياست دولت نظام السلطنه ما فى مكرر بشاه حرفهاى سخت مىزند و شاه را از مخالفت با مجلس تهديد مينمايد به اعتقاد من با اينكه با رشوهخوار و تعارفبگير مخالف و دشمن هستم اعتراض ملت را بر نظام السلطنه و امثال او در اينوقت كه چرا پول ميگيرند بيموقع ميدانم اولا بوزيرى بايد گفت پول نبايد بگيرى كه مواجب او اول ماه از صندوق ماليه داده شود و كسى هم از او توقع پول گرفتن نداشته باشد آنوقت اگر پول گرفت بايد مجازات كرد اما وزيرى كه به او مواجب نميرسد اجزايش همه گرسنه و مقروضند مخارج وزارتى هم بر خرج او افزوده شده بعلاوه محرمانه هم بايد به اشخاص وجوهى نياز نمايد توقع پول نگرفتن زياد است اين قبيل مردم هم قابل فداكارى كردن نميباشند . خلاصه به اعتقاد من در اينموقع استعفاى نظام السلطنه نبايد پذيرفته شده باشد ولى باينملاحظه نميشود و كابينه نظام السلطنه و اوضاع دربار درهم و برهمتر ميگردد مذاكره است بعد از نظام السلطنه صنيع الدوله وزير ماليه كابينه تشكيل بدهد ولى از آنجا كه صنيع الدوله در وزارت ماليهاش از روى مصلحت امير بهادر را از خود راضى كرده ورقه