يحيى دولت آبادى

229

حيات يحيى ( فارسى )

اين سر و بدن بهم متصل نشوند كارى صورت نخواهد گرفت البته اشخاصى در دربار هستند كه صلاح آنها نيست اين اتحاد و اتفاق چه اگر شاه با ملت سازش حقيقى كرد ديگر وجود امير بهادر و امثال او در دربار چه اثر خواهد داشت و تا كسى نگويد نقص از يكطرف گفته شد و از طرف ديگر نگفته ماند ميگويم در ميان ما هم از همان اشخاص هستند كه نميخواهند آب صاف شود و صلاح خود را در آن ميدانند كه هر روز كشمكش تازه‌ئى باشد براى فائده بردن خود البته تا دست آنها هم كوتاه نشود ما به مقصد اتحاد و اتفاق نخواهيم رسيد و نگارنده تصور مىكند بمحض اينكه ملت از طرف شاه اطمينان كامل حاصل كند از طرف خود نيز موانع اتحاد و اتفاق را بر طرف خواهد نمود بهرحال امروز تكليف ما اينست كه يك اقدام فوق العاده در اتحاد و اتفاق با شاه بنمائيم اگر موفق شديم چه بهتر و الا منتظر عاقبت وخيم بايد بود سخن نگارنده قريب به اين مضمونها به آخر رسيده مورد حسن قبول حاضرين واقع ميگردد و مقرر مىشود هر انجمن چند نفر نماينده بفرستد بمدرسه سپهسالار نمايندگان جمعشده مهر انجمن را هم همراه بياورند و در آن مجمع عريضه‌ئى بمجلس نوشته استدعا نمايند بهر وسيله ميدانند اسباب اصلاح حقيقى شاه را با ملت فراهم آورند روز ديگر در تمام شهر اشخاصى كه از دو طرف صلاح خود را در اصلاح نميبينند شهرت ميدهند كه روز پنجشنبه عصر در مدرسه سپهسالار انجمنها جمع ميشوند كه شاه را خلع نمايند و طورى اشتهار ميدهند كه همه‌كس باور مينمايد مثلا امام جمعه طهران دو روز بعد از اينواقعه از من پرسيد شما در انجمن مهديه صحبتى داشته‌ايد ميگويم بلى ميگويد شنيده‌ام گفته‌ايد بايد دست شاه را از سلطنت كوتاه كرد تا كار مملكت اصلاح شود جواب مىدهم عجب مردم مفسدى هستند من در ميان هزار نفر آنهمه تأكيد باتحاد و اتفاق دولت و ملت و جلب قلب شاه بجانب صلح و سلامت نمودم حالا به اين صورت شهرت ميدهند براى اينكه آتش فتنه خاموش نگردد . خلاصه اين شهرت بىاساس سبب مىشود كه آنمجلس در مدرسه سپهسالار منعقد نميشود ولى روز ديگر نمايندگان انجمنها ميروند بانجمن فاطمى و آنجا عريضه بمجلس نوشته