يحيى دولت آبادى

227

حيات يحيى ( فارسى )

پشيمان شده نسخه‌ها را جمع كند و در شماره‌هاى بعد تلافى نمايد عضد الملك ميگويد اعتقاد من هم اينست كه دنبال نشود ميگويم كه شما خيرخواه دولت و ملت هستيد در اين قضيه چه اقدام خواهيد كرد ميگويد هركس را بايد بخواهم خواهم خواست و هر چه بايد بگويم خواهم گفت نگارنده با اميدوارى باصلاح كار مراجعت نموده بشاهزاده مؤيد السلطنه وكيل شاه هم شرح ملاقات عضد الملك را ميگويم او هم رأى ندارد كه مسئله تعقيب شود چونكه در محظور شديد خواهد افتاد بعد از يكروز عضد الملك پيغام ميدهد كه اقدام كردم هرچه بايد بگويم گفتم تا يكدرجه هم پذيرفته شده است روز ديگر ميفرستد كه دستخطى صادر شده بايد مدير مساوات بيايد زيارت نمايد و معلوم مىشود كه اين دستخط در جواب عريضه شفاعت‌آميز عضد الملك صادر شده است بمضمون ذيل : « جناب عضد الملك تقصيرات مدير مساوات هرقدر بزرگ باشد ولى مقام شما بزرگتر است توسط شما را دربارهء او قبول كرديم من بعد بسپاريد از اين گونه كارها نكنند » بعد از رسيدن پيغام عضد الملك روزى نگارنده و مدير مساوات و سيد جمال الدين واعظ و بعض ديگر از وطنخواهان به منزل عضد الملك رفته دستخط شاه را ميدهند بمدير مساوات و قضيه خاتمه پيدا مىكند در واقع در اينوقت كه جدوجهد داشتيم نگذاريم رشته اتحاد دولت و ملت پاره شود اين قضيه بيموقع واقع شده به خوبى خاتمه يافت و عضد الملك و مؤيد السلطنه وكيل شاه هردو حق دولتخواهى خود را ادا كردند بعلاوه عفو و اغماض شاه از مساوات موجب جلب قلب مليون بجانب اصلاح‌خواهى شده همه ميگويند بايد در خط اصلاح كوشيد .