يحيى دولت آبادى

208

حيات يحيى ( فارسى )

اطفال بهرحال تأسيس مدارس انجمنى و توجه بيداران مملكت كه حاميان معارف هستند به كارهاى مشروطيت و بازماندن آنها از رسيدگى بامور معارفى نقصان عظيم بمدارس جديد مىرساند مدارسى كه از وجوه دولتى به آنها كمك مىشود بواسطه ضيق ماليه دولت و نرسيدن وجه به آنها همه مقروض و پريشان ميشوند نگارنده سعى مىكند كه ترتيب اساسى به كار معارف داده شود و تصور مىكند كه مجلس شورايملى بودجه وزارت معارف را زياد خواهد كرد و خواهيم توانست دار المعلمين و دار المعلمات عالى و دار المعلمين هاى متوسطه و ابتدائى تأسيس كرد تهيه معلم و كتاب ديد و بالاخره تعليمات ابتدائى را اجبارى نمود تصور مىكند به زودى شعبه وزارت معارف و اوقاف و فوائد عامه و مطبوعات كه همه راجع بوزارت معارف است بولايات كشيده خواهد شد و ماليات بر مستغلات كه وضع شود يا سهم معلومى از كل عايدات مملكتى بمعارف اختصاص خواهد يافت كه سالى چند كرور بودجه معارف بشود و از محل اوقاف اوقافى كه بشود به مصرف معارف رسانيد سال‌بسال بر بودجه معارف افزوده ميگردد و در سايهء مشروطيت طفل يكشبه معارف ره صد ساله خواهد پيمود چنان كه بسيارى از اين مطالب را چون مخبر السلطنه وزير علوم مىشود نگارنده به روى كاغذ ميآورد و به او ميگويد بلكه عملى بگردد بديهى است با اشتغال شبانروزى نگارنده به كار مشروطه و حكومت ملى كمتر ميتوانم بمدارس سركشى نمايم و چون كاركنان مدارس گله ميكنند كه چرا كمتر به كار مدارس رسيدگى مينمائى جواب مىدهم مشغول تصحيح اساس معارف هستم و ميدانم مدارس موجود بصورتيكه دارد جانى نخواهد گرفت بايد از روى اساس صحيح بودجه كامل براى معارف تهيه كرد و لوازم توسعه مدارس را آماده ساخت و چرخ معارف را مطابق احتياجات كنونى مملكت به راه انداخت عجالتا بايد همين وجودهاى ناقص را حفظ كرد تا نتيجه اقدامات ظاهر گردد افسوس كه براى عملى شدن اين تصورات هنوز موقع نرسيده است و اميدواريم به زودى برسد . مناسب ميدانم در اينمقام شرحى هم از مدرسه آلمانى طهران بنويسم در ايام توقف احتشام السلطنه در برلن تصور مىكند هرقدر نفوذ مادى و معنوى آلمان در ايران