يحيى دولت آبادى
194
حيات يحيى ( فارسى )
همراه شده باشد و ممكن است احتشام السلطنه اين شبهه را از آنها رفع كند آنوقت او مغلوب خواهد بود و آزاديخواهان حقيقى با او و نوع روحانىنما موافقت ندارند اينستكه خودش نيز براى اصلاح واسطه برميانگيزد و اسباب اصلاح فراهم مىشود خلاصه احتشام السلطنه بمجلس ميآيد و با تندروان مجلس هم در ظاهر خصوصيت مىكند و حقيقت مطلب اينستكه شاه خواسته است از احتشام السلطنه اطمينان حاصل كند احتشام السلطنه هم براى اطمينان دادن بشاه خيال كرده بود دست آقا سيد عبد اللّه را از مجلس كوتاه كند و بعد از كوتاه كردن دست سيد بتدريج بعضى از وكلاى آذربايجان را هم كه بر ضد شاه هستند از مجلس خارج نمايد نه اينكه قصد خيانت داشته باشد بلكه اعتقادش اين شده كه بايد با شاه ساخت و او را همراه كرد ولى چون موفق نشد ناچار ورق را برگردانيده از در ديگر داخل مىشود و آن اينستكه به خيال تأسيس مجمعى ميافتد مركب از بعضى وكلاء و بعضى اشخاص خارج و مقصودش از تأسيس مجمع مزبور اينستكه تندروان مجلس را با عدهئى از هواخواهان آنها در يك مجلس جمع كرده آنها را با خيالات خود همراه نمايد و غير مستقيم اين رشته ارتباط تندروان را با روحانىنمايان منقطع نمايد احتشام السلطنه براى پيشرفت مقصد خود كه اطمينان دادن بشاه باشد بعضى از انجمنها را از قبيل انجمن آل محمد و انجمن اتحاديه طلاب و غيره را با خود همراه كرده تقريبا بيشتر از نصف وكلاى مجلس را هم كه مردم سادهلوحى هستند طرفدار خود نموده باوجود اين تندروان با اقليتى كه دارند كار خود را ميكنند و نميگذارند احتشام السلطنه به مقصد خود برسد احتشام السلطنه در تأسيس مجمع مزبور يا قصد جلب قلب تندروان را دارد و يا خيال خرابى كار آنها را از راه خصوصيت و مهربانى با ايشان نگارنده هنوز نميتواند قضاوت كند كه كدام نظر را دارد ولى ميتواند بنويسد كه كدورت باطنى او با تقىزاده و ملك المتكلمين و بعضى ديگر از تندروان به حدى نيست كه تصور شود براستى ميخواهد با آنها طرح الفت بريزد . بالجمله احتشام السلطنه كه بعد از واقعه توپخانه و حادثه ماه ذى القعده با نگارنده سرسنگين بود در اينوقت ورق را برگردانيده مرا به منزل خود دعوت مينمايد و ميگويد