يحيى دولت آبادى
190
حيات يحيى ( فارسى )
هم در اين قضيه كمتر از آن چهار نفر است ميگويد خير صلاح است علاوه كنيد نگارنده ميداند اين اصرار از روى يك ملاحظه خصوصى است كه چون حاج معصوم در محله او ساكن است و بعضى از مشتيهاى آن محل كه به سيد بستگى دارند با وى طرفند در اينموقع ميخواهد خدمتى ببستگان خود كرده باشد ضمنا هم دفع شر اين شخص شرور را بنمايد بهرحال حكم درباره پنج نفر صادر ميگردد و هيئت روحانى مجلس آن حكم را امضاء مينمايند در حين امضاى حكم مجازات نگارنده بآقا سيد عبد اللّه ميگويد آيا بهتر نيست كه تا فردا صبح كسى خارج از اين اطاق نداند حكم مجازات چيست صلاح اينستكه حكم در پاكت گذارده شده سر پاكت مهرولاك گردد و مستقيما نزد وزير عدليه فرستاده شود و او در وقت اجراء داشتن بمردم ارائه بدهد زيرا اگر غير از اين بكنيد از چنگ دو سه هزار نفر كه پاى عمارت انتظار صدور حكم اعدام آن چهار نفر را دارند خلاص نميشويد بعلاوه چون نام حاج معصوم هم داخل شده و او هنوز گرفتار نيست ميشنود و قطعا ديگر بدست نخواهد آمد حاضرين تحسين ميكنند و حكم را در پاكت گذارده مهر مينمايند و ملك المتكلمين در ميان جمع فرياد مىكند اينست حكم شرعى مجازات اشرار كه مطابق ميل و رضاى شما است فردا صبح در عدليه اجراء خواهد شد هرچه داد ميكنند ما حالا بايد بدانيم مجازات آنها چيست گفته مىشود حالا صلاح نيست بدانيد و بر خلاف مصلحت است مردم تصور ميكنند اگر امشب مطلب فاش شود كه فردا بايد آنها را كشت شايد شبانه هواخواهان قوى آنها آنها را از محبس بگريزانند اينست كه قانع ميشوند خلاصه بهر زبان هست مردم را متفرق ميكنند و حكم بقاضى قزوينى سپرده مىشود كه فردا ببرد نزد وزير عدليه و او اجراء نمايد و هم مقرر مىشود چند تن از نمايندگان انجمنهاى ملى هم فردا صبح باتفاق رافع حكم رفته حكم را بوزير عدليه برسانند آنشب ميگذرد و فرداى آن روز بيست و نهم ذى الحجه جمعيت زياد در عدليه حاضر شده و آن چهار نفر را بسه پايه بسته بهركدام سيصد شلاق ميزنند و بعد عكس آنها را برداشته زنجير به گردن هريك نهاده روانه كلات مينمايند در موقع نگارش حكم مجازات يكى از حاضرين ميگويد بنويسند ده سال