يحيى دولت آبادى
189
حيات يحيى ( فارسى )
فصل نوزدهم مجازات اشرار و حوادث ديگر در اواخر ذى الحجه 1325 در موضوع مجازات اشرار ميدان از طرف مجلس و مليون شاه و دولت سخت گرفته مىشود و بكرات روحانيان مجلس جمع شده در اينباب صحبت ميدارند چون چهار نفر از اشرار كه صنيع حضرت و مقتدر نظام و سيد كمال و اسمعيل سلطان باشند روز اول واقعه درب مجلس آمده تيراندازى كردهاند و هم در ميدان توپخانه اين چند تن بيشتر از ديگران شرارت نمودهاند در اينوقت كه آنها در حبس نظميه هستند مقرر مىشود دربارهء ايشان حكم مجازاتى صادر گردد دو سه روز به آخر ذى الحجه مانده تصور ميكنند نبايد گذارد مجازات آنها بمحرم برسد مبادا در روز عاشورا دستههاى قمهزن را تحريك نمايد آنها را از حبس نجات بدهند چونكه معمول است قمهزنها در آن روز از حكومت محل حبسى ميخواهند و حكومتها ناچارند به آنها بدهند اينستكه تعجيل كرده يكروز در مجلس جمع شده از مجتهدين مجلس تقاضا ميكنند حكم شرعى مجازات آنها را بنويسند آقا سيد عبد اللّه بنگارنده ميگويد خوبست شما نويسنده حكم باشيد ميگويم هنوز حكمى صادر نشده پس از تعيين از نگارش آن دريغ نميدارم ميگويد ما در خارج باهم حرف زدهايم و به نظر ما چنان رسيده است كه آنها را كتك بزنند و بعد مدت ده سال در كلات خراسان محبوس باشند چون مليون اصرار دارند آنها را بدار بزنند براى مجازات كمتر حاضر نميشوند پس نظر روحانيان مجلس در حقيقت تخفيف مجازات آنها است ميگويم زياده بر اين هم لازم نيست و مدارا بايد كرد ميگويد پس صورت حكم را بنويسيد نگارنده صورت حكم را مينويسد و در وقت نوشتن آقا سيد عبد اللّه ميگويد حاج معصوم را علاوه كنيد ميگويم او گرفتار نشده و تقصيرش