يحيى دولت آبادى

188

حيات يحيى ( فارسى )

و هم فارسيان طهران بمجلس تظلم مينمايند تظلمات زن جوان فريدون در جرايد ملى سخت مهيج واقع ميگردد و بناچار حكومت طهران درصدد گرفتارى قتله فريدون برميآيد . خانه فريدون نزديك است به خانه مجلل ( مجلل السلطان جوانى است از روس مآبان و از محارم شاه ) نظميه طهران ( بوسيله اظهار زن فاحشه‌ئى كه در شب قتل فريدون نزديكى خانه مجلل جمعى را ديده نردبانى برداشته روانه ميشوند ) غلام سياه مجلل را دستگير مينمايد و در استنطاق او معلوم مىشود صنيع حضرت رئيس اشرار چالميدان همانشب در خانهء مجلل مهمان بوده است . بالجمله از آثار و علامات محقق ميگردد كه مجلل و صنيع حضرت در قتل فريدون دخالت داشته‌اند شاه اصرار دارد پاى هركس را ميخواهند بميان بياورند فقط متعرض مجلل نشوند اين گفتگو هم مزيد بر علت شده مشروطه‌خواهان در گرفتارى صنيع حضرت و مقتدر نظام سختى مينمايند و بالاخره رضا بالا رئيس نظميه هردو را دستگير مينمايد و در استنطاقها معلوم مىشود قتله فريدون جمعى ترك و فارس از غلامان شاهى بوده‌اند بدستيارى دو شخص مذكور و يكى دو نفر از آنها تقرب مخصوص بشاه دارند اسباب سرقت شده از خانه فريدون هم از خانهاى آنها بيرون ميآيد و يكيك اين اشخاص گرفتار گشته در استنطاق دو نفر جوان غلام خان و غلامرضا خان از تفنگداران خاص شاه در نظميه و عدليه حقايق نيكو آشكار گشته رسوائى اين كار فجيع مستقيما به شخص شاه متوجه ميگردد و اشخاص مزبور در محبس ميمانند .