يحيى دولت آبادى
186
حيات يحيى ( فارسى )
بالجمله بعد از برهمخوردن حوزه شيخ نورى و متفرق شدن اشرار ميدان و آسوده گشتن خاطر مجلسيان از اين داهيه تندروان از مشروطهخواهان درصدد ميشوند كه رؤساى اشرار را مجازات بدهند ولى اشرار مخفى گشته بدست نميآيند و ظفر السلطنه حاكم تهران ميكوشد به ظاهر آنها را گرفتار نمايد رضا بالاى معتضد ديوان كه از اعضاى انجمن آذربايجان و جوانى كارآمد است بتقويت تندروان رئيس پليس طهران گشته گرفتارى اشرار را از او ميخواهند و بايد دانست كه مجازات دادن برؤساى اشرار يا مجتمعين ميدان توپخانه كاملا مخالف رضاى شاه و كاركنان او است ولى تندروان مجلس شورايملى و نمايندگان انجمنها اصرار دارند كه آنها دستگير و مجازات شوند چونكه جزو شرايط صلح است تا گذشته تدارك بشود اينستكه رياست نظميه را بهركس تكليف ميكنند با شرط گرفتن اشرار زير بار نميرود و بواسطه مخالفت شاه رضا بالا بتشويق تندروان از وكلاى آذربايجان مخصوصا تقىزاده و حاج ميرزا ابراهيم آقا قبول اين شغل را نموده براى گرفتار كردن اشرار مزبور مهيا ميگردد جمعى را از درجهء دوم و سيم گرفته در ميدان توپخانه سياست مىكند اما مردم قانع نشده صنيع حضرت و مقتدر نظام و سيد كمال و اسمعيل سلطان و حاجى معصوم را ميخواهند كه هريك سردسته جمعى از لوطيهاى محلات تهران هستند و در ميدان توپخانه اجتماع داشتند اسمعيل سلطان و سيد كمال به آسانى گرفتار ميشوند مقتدر نظام به خانه ظفر السلطنه رفته ظفر السلطنه او را بعدليه ميفرستد حاجى معصوم و صنيع حضرت را هرچه جستجو ميكنند نمييابند عاقبت سراغ او را در خانهئى گرفته شبانه رئيس نظميه بر آن خانه وارد شده او را در لباس زنانه گرفتار مينمايد اگرچه شرارت اين جمع را خلق طهران ميدانند و مسئله استثناء قانونى هم در مصونيت مساكن در كار هست ولى بهتر بود كه در گرفتارى و حبس و سياست آنها حدود قانونى بيشتر رعايت ميشد كه بهانهئى بدست مخالفين نيفتد اما بايد دانست كه پايهء مشروطيت هنوز در محور خود نيست و سختى نمودن مليون در مخالفت نمودن با قانون براى مخالفتهاى آنطرف است و الا از اينطرف در اين گونه مطالب ممكن بود بمسامحه بگذرانند عدليه ما هم هنوز قانونى ندارد و ديوان جزائى موجود نميباشد