يحيى دولت آبادى

185

حيات يحيى ( فارسى )

نموده و از آنجا اطمينان حاصل كرده است تا امروز معلوم نبود شيخ نورى هم با روسها روابط دارد اگرچه معلوم بود هركس جزو حوزه استبدادى باشد در هركجا طرف توجه روسها است و روسها با اينكه برحسب عهدنامه 1907 نميتوانند در امور سياسى ايران بىاطلاع سفارت انگليس دخالت نمايند ولى باز همه كار ميكنند نهايت قدرى در پرده و با ملاحظه و هيچ به روى خود نميآورند كه اين بر خلاف معاهده است انگليسها هم ميفهمند و به روى خود نميآورند تا جائى كه براى خودشان مضرت نداشته باشد . روزى فاتشكف نايب سفارت روس كه مرد درويش‌مسلكى است به منزل من آمده در ضمن صحبت متفرقه اظهار مىكند اينواقعه پيش بردن مليون و برهمزدن جمعيت ميدان توپخانه براى مجلس خوب شد اما يك نقص دارد و آن اينست شيخ فضل اللّه را هم بايد با آقايان صلح داد تا آن نقص هم بر طرف شود و معلوم شد چون بشيخ اطمينان داده‌اند ميخواهند وسائل آسودگى و امنيت را براى او بهر وسيله باشد فراهم آورند اما در حقيقت حرف او صحيح است و نگارنده خود در همين عقيده بوده و هست و مكرر نگارش يافته كه ضديت ميان شيخ فضل اللّه و آقا سيد عبد اللّه منشأ بسيارى از وقايع حاضر مىباشد و قطع دارم شيخ فضل اللّه بعد از اين صدمات كه خورده در كنج خانهء خود آسوده نخواهد نشست و با آن دست كه در اسباب‌چينى دارد ميكوشد تا حريف خود را به زمين زده ميدان رياست را تصرف نمايد فقط ملاحظه شيخ از مشروطه‌خواهان حقيقى است و اميدوارى كه دارد بمستبدين مشروطه‌نما است كه شمشير استبداد را زير عبا و رداى مشروطه بسته‌اند روز يار مشروطه‌خواهانند و شب غمخوار مستبدين و هرچه نقمت بر اين ملت برسد از اين جماعت است كه در هر لباس جلوه‌گرند بهر صورت اگر آقا سيد عبد اللّه بهر وسيله بود با شيخ نورى ميساخت و اين دست قوى را از حوزه مركزى استبداد كوتاه ميكرد خدمتى به وطن كرده بود اما نظريات و ملاحظات خصوصى نميگذارد صلاح از فساد تميز داده شود و اگر تميز داده شد فداكارى كرده صلاح كار و خير ملك و ملت رعايت كرده شود .