يحيى دولت آبادى

166

حيات يحيى ( فارسى )

آمده با مردم طرف شده جمعيت را متفرق سازند اين دو نفر با جمعى از اراذل‌واوباش بمركز مزبور آمده گوشه‌ئى مينشينند مشروطه‌خواهان هم جمعيتشان زياد مىشود تا نزديك ظهر دو دسته بهمديگر نگاه كرده هيچيك دست از پا خطا نميكنند ولى مستبدين سخنان ناهنجار گفته حرفهاى زشت ميزنند از مشروطه و مجلس بد ميگويند كه كسى به آنها طرف شود و بهانه‌ئى بدست آنها بيفتد ولى مشروطه‌خواهان با اينكه مسلح هستند و استعدادشان بد نيست اعتنا نكرده خوددارى مينمايند نزديك ظهر كم‌كم مردم متفرق ميشوند كه بعد از ناهار دوباره اجتماع نمايند مستبدين هم از مسجد بيرون آمده و چند تير رولور درب مسجد خالى كرده قمه‌هاى خود را كشيده شرارت مينمايند و از آنجا در مجلس آمده چند گلوله بدر بهارستان خالى كرده روانه ميشوند قراولان در مسجد را ميبندند مجاهدين مسلح سردر مجلس را ميگيرند كه اگر بناى زدوخورد باشد دفاع نمايند مستبدين ميروند بميدان توپخانه كه قبلا براى محل اجتماع آنها تدارك ديده شده آنجا جمع گشته چادرى برپا ميكنند و از طرف دولت سوار قزاق و توپ و استعداد براى حفظ آنها در اطراف ميدان مهيا مىشود و بفاصله كمى دو حوزه مسلح در مقابل يكديگر تشكيل ميگردد يكى در بهارستان و مسجد سپهسالار و ديگرى در ارك همايون و باغ گلستان و ميدان توپخانه طهران .