يحيى دولت آبادى

167

حيات يحيى ( فارسى )

فصل هفدهم فتنهء ميدان توپخانه طهران براى بيان واقعه ميدان توپخانه بايستى اولا كيفيت و كميت دو دسته مخالف را كه آماده جنگ شده‌اند نوشته بعد بنگارش شرح واقعه و نتايج او بپردازيم مجلسيان مخصوصا وكلاى آذربايجان با جمعى از مشروطه‌خواهان حقيقى خارج از مجلس و عموم انجمنهاى ملى در تدارك تفنگ و آلات دفاع ميشوند و هم آن روز تا شب تقريبا سيصد نفر مسلح در مجلس حاضر ميگردند ميخواهند به مسجد سپهسالار هم وارد شده آنجا را سنگر نمايند ولى طلاب مدرسه راه نميدهند مليون تصور ميكنند چون رياست مدرسه با حاج سيد جواد ظهير الاسلام است كه شوهر خواهر شاه مىباشد او بحمايت شاه سپرده است در مدرسه را ببندند و مجاهدين را راه ندهند فشار ميآورند تا مدرسه را بگيرند و بالاخره احتشام السلطنه رئيس مجلس و ظهير الاسلام رئيس مدرسه باهم ميروند طلاب را از مخالفت با ملت منع كرده در را باز مينمايند بلكه مدرسه را هم بباغ بهارستان راه اتصال ميدهند و بسنگربندى در اطراف عمارت مدرسه و بهارستان ميپردازند و چون اين عمارتها بر اغلب عمارات تهران برترى دارد و منارهاى مدرسه بر تمام شهر مشرف است بهترين جاها براى سنگربندى مىباشد از داخل شهر و اطراف عمارت ممكن نيست دشمن پيش بيايد مگر از خارج شهر با توپ كارى بكنند خلاصه سنگربنديها تمام مىشود و صاحبمنصبان مشروطه‌خواه از صميم قلب براى خدمت بملت حاضر ميشوند اداره نظامى خوبى تشكيل داده مىشود جمعى كثير از وطنخواهان و خوانين محترم و بزرگزادگان از قبيل اللهيار خان آجودان‌باشى پسر حسنخان وزير نظام كه آجودان باشى كل نظام بوده و بجرم وطنخواهى تازه اين شغل از او گرفته شده و ظهير السلطان