يحيى دولت آبادى
145
حيات يحيى ( فارسى )
و ملت هردو پايمال ميگردد و بايد بدست اتحاد حقيقى با اصلاحخواهان واقعى ملت مفاسد دولت و ملت را رفع كرد يا نه و ديگر آنكه آيا سياست بيگانگان يعنى روسها كه زمام كار دربار بدست آنها است در قدم اول و انگليسان در قدم دوم و مهمان تازه رسيده يعنى آلمان بعد از كشته شدن امين السلطان تغيير خواهد كرد و منافع خصوصى ايران را بر منافع خويش ترجيح خواهند داد خصوصا روسها كه امين السلطان را در تحت حفاظت خود بايران آورده او را دستنشانده خود ميدانند بعد از كشته شدن او از نفوذ خود در اين مملكت صرفنظر ميكنند يا آنكه آنچه را هم كه از امين السلطان در همراهى با آنها توقع داشتهاند بمضاعف از شاه توقع خواهند داشت و آيا در اين صورت آن ملاحظات كه امين السلطان در رعايت اطراف امور در نظر داشت شاه هم همان ملاحظات را خواهد كرد يا نه اينها مطالبى است كه حالا نميشود رد يا قبول كرد و با گذشتن زمان حقيقت آشكار ميگردد و معلوم مىشود كه آيا اقدام عباس آقا بكشتن امين السلطان چنان كه با عقيدهء او موافق بوده آيا با مصلحت حقيقى وقت هم مطابق بوده است يا نه اينك برميگرديم و از روز يكشنبه بيست و يكم رجب شروع كرده حوادث را بطور اجمال كه رشته منقطع نشود مينويسيم . بعد از كشته شدن امين السلطان و برهمخوردن كابينه وزراء چند روز مجلس تزلزل دارد و تصور مىكند شاه را بهانه بزرگى براى بهمزدن مجلس بدست آمده ولى اينطور نيست اولا آقا سيد عبد اللّه كه با امين السلطان اتحاد داشت و بواسطه همان اتحاد نزد تندروان مجلس موهون شده بود فورا ورق را برگردانيده با مخالفين امين السلطان آميزش كرده زودتر از هركس بمجلس حاضر مىشود و از حدوث اين قضيه اظهار دلتنگى نميكند شاه هم كه از كشته شدن امين السلطان اگر خوشحال نباشد افسردگى ندارد مليون هم مخصوصا آذربايجانيان طهران براى تجليل قاتل امين السلطان اقدامات مجدانه كرده قبر او را گلريزان نموده او را شهيد راه وطن ميخوانند و البته اين اقدامات براى بازماندگان امين السلطان بينهايت حزنانگيز است بلى هركس بخواهد ميان يك ملت كمعلم بىتجربه و يك پادشاه جوان خودخواه فاصله گردد