يحيى دولت آبادى
6
حيات يحيى ( فارسى )
سكوت مينمايند تا ماه رمضان ميرسد و اجتماعات در مساجد زياد ميگردد سيد ؟ ؟ ؟ مال الدين صدر المحققين اصفهانى در اين ماه رمضان بمناسبت توجه خاطر خلق بوقايع روسيه ؟ ؟ ؟ يجان ملت روس و آزاديخواهى آنها و وقايع ديگر دنيا كه اشاره شد در منبر بيشتر ؟ ؟ ؟ لب سياسى ميگويد و مردم را از خواب بيدار كرده تا يك اندازه بحقوق ملى خود آگاه ميگرداند سيد جمال الدين « 1 » در كمال بيباكى نسبت برجال مستبد دولت و روحانى نمايان سخن ميگويد و دست رد به سينه احدى نميگذارد حتى مساوى اعمال امام جمعه ؟ ؟ ؟ هم كه همه روزه پاى منبر وى نشسته ميگويد و او را ملامت مىكند امام جمعه از يكطرف خوش ندارد در مجلس او اين درجه هتاكى از رجال دولت بشود و از طرفى ملاحظه مىكند اگر سيد را منع نمايد مردم متفرق ميگردند و حوزهء رياست او در ماه رمضان از رونق ميافتد يكى دو مرتبه در مقام نصيحت به او ميگويد اين درجه تند نرويد ؟ ؟ ؟ را من بعد از ماه رمضان نميتوانم از شما نگاهدارى نمايم ولى سيد با شوريكه در سر دارد اعتنا نميكند و حرف خود را مىزند و تا آخر ماه رمضان ولوله در ميان خلق افتاده عموما از خرابى كار دولت سخن ميگويند و در حقيقت سيد جمال الدين زبان مخالفين ؟ ؟ ؟ لت شناخته شده است . روحانيان مخالف دولت هم از اين تنفر عمومى استفاده نموده باهم اتفاق كرده ؟ ؟ ؟ اواخر ماه رمضان در مساجد خود پرده را از روى كار برداشته هريك بنوبهء خود ؟ ؟ ؟ لاى منبر رفته از ظلموستم دولتيان و بىقانونى مملكت شكايت ميكنند در اين اثنا از ؟ ؟ ؟ رمان خبر ميرسد كه شاهزادهء ظفر السلطنه حاكم كرمان ميرزا رضاى كرمانى كه از ؟ ؟ ؟ ماى محترم آن بلد است بواسطه مخالفتى كه از او بروز كرده چوب زده اخراج بلد بوده است و هم اخبار ظلم و تعدى حكام ديگر از ولايات پىدرپى بطهران ميرسد عسكر
--> ( 1 ) سيد جمال الدين واعظى است كه به زبان عوام صحبت ميدارد مذاكرات منبرى او مطلوب خاص و عام شده واعظ مخصوص مسجد شاه طهران است و اجماع پاى منبر او زياد مىشود سيد چنان كه در جلد اول اين كتاب در فصل دهم گفته شده شاگرد شيخ محمد واعظ يزدى و پيرو سبك و سليقه اوست .