يحيى دولت آبادى
130
حيات يحيى ( فارسى )
ناصر الدينشاه و اعتماد السلطنه در كار مطبوعات دخالت داشته روزنامهئى چاپ ميكنند در اين روزنامه بدگوئى بسيار از مجلس و مجلسخواهان مشروطه و مشروطهطلبان مىشود و آن اوراق در طهران و ديگر بلاد ايران منتشر ميگردد كاركنان حوزه مزبور در حضرت عبد العظيم گاهى بعضى از مشروطهخواهان معروف را كه به زيارت ميروند گرفته آزار ميرسانند در آخر شبها گاهى بعضى از رجال دولت ميروند محرمانه شيخ را ديده دستور العمل ميدهند و برميگردند بعد از چندى كه شيخ و اتباعش در حضرت عبد العظيم ميمانند از روى مصلحت آقا سيد عبد اللّه و آقا سيد محمد و صدر العلماء و بعض ديگر از آقايان روحانيان شبانه ميروند كه او را برگردانند صحبت بسيار ميدارند و قرار مىشود شيخ تأملى كرده و جواب بدهد و بديهى است بىاجازهء شاه و كاركنان او نميتواند جواب بدهد آقايان بيرون ميآيند و بمحض بيرون آمدن آنها در نصف شب بعضى از رجال دولت كه در درشگههاى خود در خيابان منتظرند وارد شده با شيخ خلوت مينمايند و نتيجه اين مىشود كه شيخ بمراجعت به شهر راضى نگردد شيخ هم بآقايان جواب منفى ميدهد اما در شهر طهران عموما از اين رفتار شيخ ناراضى هستند و او را ملامت ميكنند خاصه كه معروف شده شيخ دوازده هزار تومان ببانك روسى بدهكار بوده كسان شاه سندش را از بانك گرفته به او رد كردهاند معلوم است شيخ در اين سفر و اينحركت با اينكه مرد عاقلى است و ميداند مشگل است كارش پيشرفت كند تا يك استفاده بزرگ نكرده باشد اقدام نميكند در مدت اقامت او در حضرت عبد العظيم تمام حوزه استبدادى از مكلا و معمم با او همراهى دارند سيد محمد يزدى و امثال او از قول بابيها كاغذ مينويسند از مشروطه تمجيد ميكنند و آن نوشتجات را در حضرت عبد العظيم منتشر ساخته از آنجا به شهر طهران آورده شهرت ميدهند كه مشروطه خواهان نوشتهاند و هريك آنها از هرگونه تشبث براى بدنام ساختن آزاديخواهان دريغ نميدارند . در اين تابستان آقا سيد عبد اللّه در دزآشوب شمران دستگاه مفصلى برپا نموده اسباب رياستى مانند يكى از اعيان معتبر فراهم كرده تلفن مخصوص از خانه شهريش