يحيى دولت آبادى
110
حيات يحيى ( فارسى )
فصل يازدهم فتنهء مدرسهء سادات و احوال مجلس و دربار در ماه ذى الحجة الحرام 1324 كه اندكى از زحمات مليون در تغيير اساس دولت آسايش حاصل ميگردد نگارنده نيز در مقام برميآيد وظائف معارفى خود را انجام بدهد و از آن جمله است عيد غدير در مدرسه سادات پيشآمدها چنين اقتضا نموده كه هر طرف نظر مينمايم دشمن و دشمنى ميبينم و منشاء آنها بيشتر حسادت و كينهورزى است . مخالفين معارفى كه از پيش بودهاند و اگر بر عدد آنها افزوده نگشته باشد كاسته نشده مستبدين از رجال دولت و روحانىنمايان نيز بواسطه تندروى من در امور سياسى ضديت حاصل نموده مشروطهچيهاى طمعكار هم نميخواهند آزاديخواهان بىطمع را در برابر خود ببينند آقا سيد عبد اللّه بهبهانى و آقا سيد محمد طباطبائى كه اكنون خود را دو شاخص مليون ميدانند هريك بعلتهائيكه از پيش ذكر شده با نگارنده بىمهر ميباشند اگر معدودى مشروطهخواه حقيقى و معارفدوست واقعى وجود داشته باشد و سبك و رويه نگارنده را بپسندند در اقليت هستند و چندان كارى از آنها ساخته نيست در اينحال ترديد دارم آيا جشن مدرسه سادات را منعقد سازم يا نه خصوصا كه داخله مدرسه هم آرام نيست و آتشهاى مخالفتى از بعضى اعضاى طمعكار در زير خاكستر پنهان است . ميرزا محمود خان علاء الملك وزير علوم اصرار دارد معمول همه ساله ترك نشود ميرزا علينقى خان مستشار السلطان كه يكى از معاونين مدرسه است مرا بانعقاد مجلس جشن تشويق مينمايد امسال سال اول است كه مدرسه سادات بهمت سلطان محمد ميرزا سيف الدوله داراى خانه ملكى شده و بر اعتباراتش افزوده