يحيى دولت آبادى

108

حيات يحيى ( فارسى )

آمدورفت دارد بمجلس هم ميآيد و با مجلسيان خصوصيت مينمايد و در كارهاى فايده دار هم بهر وسيله هست مخصوصا در توسط از حكام و غيره بواسطه روابط خصوصى كه با شاه دارد ميخواهد دخالت كرده استفاده بنمايد ولى حريف او آقاى بهبهانى سخت مراقبت دارد كه پولى بدست او نرسد و قوتى نگيرد بلكه ميكوشد كه او را نابود سازد و مسند رياست شرعى و ملى را به خود اختصاص داده هرگونه استفاده مادى و معنوى بوده باشد مختص او و تابعينش بگردد اين دو حريف در باطن بلكه تا يك اندازه در ظاهر باهم كشمكش دارند و سيد مجلس و مشروطه را شمشير خود ساخته با اين شمشير با حريف خود مجادله مىكند . شيخ نورى در اينوقت كه مجلسيان بنگارش متمم قانون اساسى مشغولند راهى براى نفوذ خود در مجلس بدست آورده در ميان روحانيان مقدس و تجار و كسبه متدين القاى شبهه مىكند كه ممكنست مطلبى بر خلاف شرع در متمم قانون اساسى نوشته شود در اين صورت لازم است كمال مراقبت بشود و كلمه‌ئى بر خلاف شرع قانونيت حاصل نكند و حكومت ملى مشروع داشته باشيم و اين يگانه حربه‌ايست كه او در مقابل حريفان خويش و آزاديخواهان به كار ميبرد تعصب مذهبى طبقات مختلف خلق هم شمشير او را تيز مينمايد و صيقل ميدهد خاصه كه حرف تساوى حقوق هم در كار است و در باب حدود تفاوتى كه ميان مسلمان و كافر در شرع اسلام هست و در بعضى مسائل مهم جزائى ديگر كه محل خدشه است در مجلس صحبت ميدارند و اين مذاكرات هم حربه مىشود بدست شيخ براى اينكه خاطر عوام متدين را از مشروطه و مجلس مكدر سازد حوزه استبدادى مركزى هم از خدشه نمودن شيخ در كار قانون اساسى و مجلس خوشحال است و بيش از پيش بشيخ مدد حالى و مالى ميدهد و ارتباط شيخ با شاه بر زيادت ميگردد آقا سيد عبد اللّه بمطلب پىبرده ميفهمد حريف راه خوبى بدست آورده در ظاهر اظهار مسلمانى و قدس و تقوى و حفظ ناموس شرع و در باطن زورآزمائى و مداخل اينست كه دو سه مجلس با او مذاكره مىكند و ميگويد در نكات شرعيه كه شما در قانون اساسى در نظر داريد چه بايد كرد و بالاخره شيخ صورتى مينويسد كه بايد اين صورت يكى از