يحيى دولت آبادى

67

حيات يحيى ( فارسى )

در اواخر توقف اصفهان ميرزا آقا خان شيخ احمد روحى كه استادزاده اوست از كرمان باصفهان آمده بر او وارد ميگردد شيخ احمد در قرآن و احاديث مهارتى دارد با نطقى غرّا و سرى پرشور ميرزا آقا خان از او احترام مىكند و او را استادزاده خود ميخواند چه نزد پدرش آخوند ملا محمد جعفر كه از علماى محترم كرمان بوده مدتى تحصيل نموده است . شيخ احمد روحى آمدن شيخ احمد باصفهان در وضع زندگى آبرومندى كه رفيق محترمش دارد تغييرى ميدهد چونكه متانت و آداب ذاتى ميرزا آقا خان در وى ديده نميشود بالاخره اين دو دوست اصفهان را ترك نموده بطهران ميروند اوائل 1303 ه . ميرزا آقا خان چون بطهران ميرسد احساس مينمايد كه ناصر الدوله حاكم كرمان از امين السلطان درخواست كرده نگذارد او در طهران بماند بلكه او را تحت الحفظ بكرمان بفرستد بعنوان اينكه بدهكار ديوان است در صورتى كه ميرزا آقا خان دخالت در عمل نداشته و بدهكار نبوده است امين السلطان هم براى پذيرفتن خواهش والى كرمان حاضر گشته اين است كه از توقف طهران و شكايت نمودن از حاكم ظالم صرف‌نظر كرده با همسفر خويش و باتفاق ميرزا عبد الخالق خان كه در طهران با آنها طرح الفت ريخته بجانب استانبول روانه مىشود . ميرزا عبد الخالق خان اصفهانى شخص روشن‌فكر و آزاده است سالها رياست