يحيى دولت آبادى

50

حيات يحيى ( فارسى )

فصل هشتم قوهء روحانيان قوه دوم كه در ايران حكمرانى مىكند قوه ناشى از رؤساى روحانى است كه مهمترين آنها چنان كه در فصل سيم گذشت در نجف و كربلا و سامره سكونت دارند و در هريك از شهرهاى ايران برحسب استعداد خود يكعده داراى مرجعيت هستند . بديهى است در طهران و اصفهان و تبريز از جاهاى ديگر بيشتر موجود ميباشند آنان كه در عتبات عاليات اقامت دارند مرجع تقليد و دريافت‌كنندگان سهم امامند مطاعيت ظاهرى و باطنى دارند و مقلدين ايشان اطاعت اوامر آنها را واجب ميشمارند . رؤساى مزبور حكومت شرعى نميكنند يعنى از طرف حكومت محل به آنها كارى رجوع نميشود به اين سبب از محذوراتى كه از تصدى امر قضاوت براى روحانيان ايران هست محفوظ ميباشند و آنان كه در ايرانند دو طايفه‌اند يك طايفه كسانى كه صورت ظاهر روحانيت را رعايت كرده از تجملات دورى نموده زندگانى سهل و ساده‌ئى دارند با دولتيان مراوده نميكنند و آنها را ظلمه ميخوانند و بقضاوت شرعى كردن كارى ندارند اين قبيل روحانيان بيشتر با كسبه و عوام سروكار دارند مردم در نماز جماعت آنها ازدحام كرده بايشان اظهار عقيدت نموده تقديمشان مينمايند . معاش ايشان به عهده مردم است وجوهات شرعيه را بعنوان اجتهاد خود يا بتوصيه يكى از رؤساى روحانى مرجع تقليد كه درباره آنها شده باشد دريافت مينمايند عقد و نكاح و طلاق و ديگر وظائف شرعيه به عهده ايشان است طايفهء دوم كسانى هستند كه تصدى امر قضاوت مينمايند و مرجعيت خاص دارند و گاهى اگر رخنه‌ئى بيابند دخيل امور سياسى هم ميگردند اسباب تجمل فراهم ميكنند و بجمع مال ميكوشند كم‌كم جنبهء آقائى يافته رياستمآبيشان بر جنبهء روحانيت غلبه كرده با دولتيان خلطه و آميزش نموده از قدرت آنها استفاده ميكنند و چون بواسطه داخل شدن در دنيا در دل عوام و مقدسين براى خود جايگاه محبت‌آميزى نميبينند ناچار بداشتن روابط خصوصى با دولتيان حوزه رياست خود را رونق داده بواسطه تعدى امر قضاوت شرعى خود را مورد