يحيى دولت آبادى

51

حيات يحيى ( فارسى )

ملاحظه خواص ميكنند و همين كه كارشان نضج گرفت بقضاوتهاى كوچك اكتفا نكرده در كارهاى مهم مداخله مينمايد بعضى از اين قبيل از روحانىنمايان هريك جمعى از روحانيان مقدس را بهر وسيله باشد با خود همراه كرده بتوسط آنها در عوام هم نفوذى حاصل نموده دولتيان را بقوهء عوام و عوام را بقوه و قدرت دولتيان از خود ميان خوف و رجا نگاه ميدارند هركدام كه به اين مقام رسيدند در حقيقت ذو الرياستين و داراى هردو قوه گشته از هر راه مداخل نموده ملاك و مالك بزرگ ميگردند . بديهى است هرچه بر مالكيت آنها افزوده مىشود اعتبارات و قدرتشان زيادتر ميگردد و دولتيان هم يكى بملاحظه اينكه وجود آنها را براى اجراى مقاصد خويش خصوصا در مقابل شورش عوام لازم ميشمرند و ديگر بواسطه انديشه‌ئى كه از روحانيان بىاعتناى به دنيا دارند با اين گونه از آقايان همراهى كرده توسط آنها را نسبت به اشخاص ميپذيرند احكام صادر شده از آنها را اجرا ميكنند ماليات املاك ايشان را تخفيف ميدهند از دادن مستمرى و مقررى به خود و اولاد و بستگانشان مضايقه نميكنند و بعبارت ديگر از آنچه خود مىبرند سهم مختصرى هم به حلق آنها ريخته آنها را از خود راضى نگاه ميدارند دولتيان بواسطه اين گونه از روحانىنمايان تيغ قدرت روحانيان حقيقى را كند نموده خود را بر مركب آرزوى خويش كه خودسرى بىمعارض باشد سوار كرده از هرگونه ستمكارى به زير دستان دريغ نمينمايند . روحانيان هركدام اهل علم و فضل باشند بالقاب دولتى اعتناء نكرده آن را براى خود كسر ميشمارند و هركدام بوراثت لباس روحانيت دربر نموده باشند بجاى علم و فضل تشبث بالقاب ميجويند مانند امام جمعه ، سلطان العلماء شيخ الاسلام و امثال اينها گاهى مىشود كه دارايان القاب هم صاحب فضل و كمال باشند و ليكن بندرت - بنابر آنچه نوشته شد وزارت عدليه كاملا بمحضرهاى شرعى رؤساى روحانى مربوط است و احكام صادر شده از محضرهاى آنها گرچه بدون ارجاع عدليه باشد مجرى ميگردد و مكرر ناسخ و منسوخ در يك قضيه بمورد اجرا گذارده مىشود چه محضرهاى شرعى غالبا ترتيب ثبت و ضبطى ندارد . طمعكارى قضات و محررّين شرعيات كه اغلب نفوذ كامل در وجود قضات دارند