يحيى دولت آبادى
47
حيات يحيى ( فارسى )
بزرگ از طرف دولت مأمور بوده در نشر افكار تازه در ايران كوتاهى نميكند اين ايام بطهران احضار شده بيشتر اوقات با امين الدوله است مجمع سرى تشكيل داده بنام فراموشخانه ميخواهد آنجا را محل آزادى افكار و مركز توليد احساسات جديد قرار بدهد از همه قسم مردم وارد شدهاند و تا يكدرجه در هيجان خيالات منجمد شده تأثيرات آن هويدا گشته است . ميرزا يوسفخان مستشار الدوله تبريزى صاحب كتاب يك كلمه از واردشدگان آن حوزه است يك كلمه يعنى قانون . ميشنوم يكى از روحانيان بزرگ طماع از طرف شاه تطميع و براى اكتشاف حقيقت اين امر بتزوير وارد شده شاه را از عاقبت اين كار وحشتناك نموده است . البته دست رجال دولت آنها كه بر ضد امين الدوله و ملكم و بر ضد اين گونه خيالات هستند نيز در اين تدبير هست تا عاقبت بكجا انجامد . ملكم خان پارهئى تحصيلات در كار چشمبندى نموده كه در انظار مردم بىخبر كارهاى او قابل توجه و موجب تحير است . ناصر الدين شاه با معارف همراهى ندارد بلكه ضديت هم مينمايد مثلا مركز معلومات جديد و معلومات عصر حاضر در اين مملكت فقط مدرسه دار الفنون طهران است كه در سنه 1266 باقدام ميرزا تقى خان امير نظام تأسيس شده معلمين اروپائى تعليمات آنجا را به عهده داشتهاند چند مرحله نيكو سير كرده اكنون دارد تنزل مينمايد روزبروز بر اختلال امورش افزوده مىشود چنان كه در فصل مخصوص بيايد ميگويند اگر ملاحظات بسيار داخلى و خارجى نبود شاه اين مدرسه را برهم ميزد و اثرى از آن باقى نميگذارد حالا براى حفظ ظاهر مجبور است صورتش را حفظ كند و معنيش را لغو نمايد . چنان كه بعد از عليقلى ميرزاى اعتضاد السلطنه شاهزاده بافضل و كمال وزير علوم و رئيس دار الفنون بىرعايت مناسبت علمى عليقلى خان مخبر الدوله فرزند رضا قليخان لله باشى متخلص بهدايت را جانشين او قرار داده جعفر قليخان برادر مخبر الدوله از طرف برادرش رئيس دار الفنون است اين شخص نقل مىكند روزى در دار الفنون