يحيى دولت آبادى
36
حيات يحيى ( فارسى )
حاج محمد حسينخان نه تنها در نجف قلعه و مدرسه ساخته بلكه عمارتها و مدرسههاى صدر در اصفهان و طهران و در ديگر شهرهاى ايران فراوان است در ترويج محصولات ايران كوشش نموده قلمكار صدرى و برنج صدرى از يادگارهاى اوست . حادثه ديگر كه در ايام اقامت ما در نجف روى ميدهد طاعون شديد است كه بروز كرده كشتار بسيار مينمايد بمحض بروز اين مرض حكومت مراوده عموم را با خارج قطع نموده باينواسطه كمتر به جاهاى ديگر سرايت مىكند اين اول دفعه است كه من مرض عمومى ميبينم و چون به عادت طفوليت از خانه مكرر بيرون ميايم ديدن اموات و اضطراب مردم در من اثر غريب مىكند و مرا سخت مضطرب ميسازد بعد از چند روز پدرم غدغن مىكند از خانه بيرون نرويم و از احوال موحش شهر خبردار نشويم باينوسيله آرام ميگيريم تا حادثه بر طرف مىشود و بخانواده ما آسيبى نميرسد . بالجمله اوائل سنه 1294 ( يكهزار و دويست و نود و چهار هجرى ) آخر زمستان از عراق عرب بجانب ايران مراجعت مينمائيم اول فروردينماه بكرمانشاهان ميرسيم بديهى است بعد از چند سال در عراق عرب ماندن ديدن اوضاع ايران جلوه مخصوصى دارد . حاكم كرمانشاهان در اين وقت سلطان مراد ميرزا حسام السلطنه است اين شاهزاده محترمترين شاهزادگان است رفع فتنه سالار در خراسان در سنه 1266 ( يكهزار و دويست و شصت و شش ) و فتح هرات در سنه 1273 ( يكهزار و دويست و هفتاد و سه ) بدست اين شاهزاده بر مقامات او افزوده همه وقت براى ايالتهاى بزرگ نامزد ميشده حكومت كرمانشاهان لايق مقام او نيست اما از آنجا كه ما بين دولتين ايران و عثمانى كدورت است حسام السلطنه را بحكومت اين سرحد فرستادهاند تا مترسى براى عثمانيان بوده باشد چنان كه تأثير خود را در بغداد نموده و به تمام نقاط عراق بلكه در قسطنطنيه هم سرايت كرده است . عثمانيان در خفا بجمعآورى قشون در سرحدات ايران پرداختهاند و همهمه عظيمى از اين بابت در عراق عرب برپاست در ورود پدرم به كرمانشاهان حسام السلطنه از او احترام مىكند و پس از يكى دو مجلس ملاقات اظهار اخلاص بوى مينمايد و تا زنده است رشته الفت را نگاه ميدارد .