يحيى دولت آبادى
31
حيات يحيى ( فارسى )
ديوار مقدارى هيزم و زغال ريخته شده فرش اطاق عبارت است از دو پارچه گليم كهنه كه روى حصير بورياى مندرسى افتاده است ما در مقابل روى معلم به روى يكى از آن دو گليم مينشينيم . اسباب زندگانى معلم ديگچه و روغن داغكن و كفگير مسى است كه هيچوقت آنها را نميشويد از شدت سياهى و كثافت پشت و روى آنها در سياهى يكرنگ شده و نيز يك كاسه و بشقاب كاشى دارد كه هرچه مىخورد در آندو ظرف است بىآنكه آنها را بشويد كترى مسى و يك استكان و نعلبكى بزرگ دارد براى چاى خوردن . يك لحاف و يك متكاى چرك و كثيف با چند جلد كتاب كه بيشتر شيرازههاى آنها برهم خورده است ملا حسين مردى پرخور است روزها به قدر خوراك دو سه تن شخص متعارف نان و نانخورش ساده مىخورد و اغلب در هفته دو مرتبه پلو ميپزد برنج زيادى ميجوشاند آبش را بوسيله آبكش سبدى كه دارد ميگيرد شبت تازه زيادى خورد نموده با آن برنج در ديگچه به زحمت جاى داده به روى آتش ميگذارد هنوز رنگ و بوى خامى آن باقيست با كفگير در ميان بشقاب ريخته كمى روغن داغ كرده بر آن ميريزد و مىخورد در ضمن هم بما درس ميدهد يا صحبت ميدارد معلم ما در هفته دو مرتبه هردفعه چندين فنجان بزرگ آن هم پىدرپى چاى غليظ پرشكر مياشامد و چاى را در كترى ريخته ميجوشاند تا سياه رنگ مىشود . ملا حسين غير از من و برادرم از ملازادگان ايرانى مجاور نجف دو نفر شاگرد ديگر هم دارد روزهاى تعطيل اغلب ما را بگردش ميبرد گردشگاه نجف منحصر است بمزار وادى السلام كه بيفاصله بيرون شهر نجف است و بكنار درياچه نجف چرى كه محل ظاهر شدن قنات آب شيرين است و براى آشاميدن مردم نجف بخرج زياد از طرف ايرانيان جارى گشته بدست حاج سيد اسد اللّه رشتى اصفهانى از روحانيان اصفهان . ملا حسين در گردشگاهها بالمره وضع خود را تغيير داده با ما رفيق و همبازى مىشود اغلب بند كمر خود را فلاخن ساخته هدفى از سنگ ترتيب ميدهد ما با فلاخن نشان مىزنيم و اين بهترين بازى است كه ما را مشغول ميسازد پس از چندى ملا حسين بدزفول سفر كرده پدرم ما را ميفرستد به خانه حاج شيخ جعفر شوشترى كه نزديك خانهء ماست .