حاج محمد تقى جورابچى
33
حرفى از هزاران كه اندر عبارت آمد ( خاطرات حاج محمد تقى جورابچى ) ( فارسى )
بدهد . البته در مكه توقف بيش از حد قدرى دشوار بود ، هم به خاطر محدوديتهاى زمانى مناسك حج و هم به اين علت كه شيعه بود « 1 » . حاج محمد تقى ضمن زيارت هم در مراسم مذهبى حاضر مىشد و هم به مواعظ و تعليمات دينى گوش مىسپرد ، و آنها را با احساس رضايت معنوى ترك مىكرد ؛ به اين ترتيب ، او مناسك مذهبى معمول را با تعليمات دينى توصيه شده تكميل مىساخت . احساس رضايت او وقتى كامل مىشد كه مىتوانست تجارتى هم بكند - حال يا خريد يا فروش . بنابراين تعبير « هم زيارت ، هم تجارت » همواره به منزلهء تركيبى مطلوب متصور بود . معاشران اجتماعى حاج محمد تقى را عمدتا بازرگانان تشكيل مىدادند . در واقع اكثر بازرگانان از نظر سياسى محافظهكار بودند و اغلب تمايلى نداشتند كه خودشان را مشخصا با يك جريان ، ايدئولوژى يا شخصيت سياسى شناسايى كنند « 2 » . درگيرى محسوس بازرگانان در جنبش مشروطه ( به مثابه يك جنبش ) در زمانهاى مختلف بعضا بر اثر فشار انجمنهاى سياسى بود - مانند زمانى كه انجمنها از بازرگانان مىخواستند كه به آنها كمك مالى كنند ، يا از تصميمشان پيروى كرده و مثلا بازار را در مناسبتهاى سياسى مختلف تعطيل كنند يا آذينبندى نمايند . با اين همه به نظر مىرسيد كه بازرگانان ، در طيفهاى مختلف عقيدتى و بهعنوان سنجه مناسبى براى عرضه اجتماعى خود ، بيشتر تمايل داشتند كه در مناسبتهاى مذهبى شركت كنند « 3 » . همچنين بيشتر بازرگانان علاقهاى نداشتند كه تظاهر به حشمت كنند . آثار ثروتمندى را در بيرونى
--> ( 1 ) . حاج محمد تقى در 1905 به مكه رفت . او در خاطرات جمعيت حجاج را 280000 نفر برآورد مىكند و از بين آنها 12000 را شيعه به حساب مىآورد . نگاه كنيد به خاطرات ، صص 78 - 79 . ( 2 ) . حاج محمد تقى احتمالا خود يكى از اعضا يا دستكم از حاضران گاهبهگاه انجمن مشروطهخواه رشت بوده است - چنانكه از اين اشاره هم برمىآيد : « سوم محرم [ 1330 ه ق . ( 24 دسامبر 1911 ) ] بود كه به انجمن غير از آقا ميرزا عبد الوهاب [ مجتهد ] كسى نمىآمد . . . » ن . ك : خاطرات ، ص 219 . ( 3 ) . افزون بر اين مىتوان اشاره كرد كه در خاطرات حاج محمد تقى هيچ اشارهاى به مرجع دينى او نمىشود و هيچ اظهار نظرى هم درباره دعواى شيخى / اصولى آن روز در تبريز نمىبينيم - با اين همه باتوجه به روابط خاندان جورابچى با ميرزا على ثقة الاسلام ( كه در عاشوراى 1330 ق [ 31 دسامبر 1911 م ] به دليل مخالفتش با ورود قواى روس به تبريز توسط اشغالگران به دار آويخته شد . ) شايد بتوان گفت كه آنها علاقهاى به شيخيه داشتند .