حاج محمد تقى جورابچى
21
حرفى از هزاران كه اندر عبارت آمد ( خاطرات حاج محمد تقى جورابچى ) ( فارسى )
1284 [ 1867 ] با پدر محمد تقى ازدواج كرد « 1 » ) ، دختر مشهدى حسن ( وفات 1277 [ 1860 ] ) بود كه به نانوايى اشتغال داشت « 2 » . اشارههاى او به خواهران و برادرانش هم به اختصار است ؛ اگرچه درباره برادرانش اطلاعات بيشترى به نسبت خواهرانش مىدهد . از افراد مؤنث خانواده اغلب بهعنوان دختر پدرانشان ياد مىشود و او سنتا از اينكه نام كوچك آنها را ببرد پرهيز مىكند . اشارههاى او به زنان و كودكان غالبا همچون سايههايى بر ديوار ، كمرنگ است . در جاهايى هم كه مورد توجه قرار مىگيرند در مواقعى است كه بر آنها ترحم مىورزد يا دل مىسوزاند - مثلا زمانى كه رنجشان را بر اثر جنگ و قحطى و بيمارى و سختىهاى ديگر وصف مىكند . در مواقع بهتر هم براى اشاره به آنها از اشاراتى مانند « خوشقدم » استفاده مىكند كه اگرچه اصطلاحاتى معمول بودهاند ولى تصوير چندانى از شخص مورد اشاره به دست نمىدهند « 3 » . در خاطرات همچنين اشارات اندكى به روند ازدواج اعضاى خانواده شده است ، سواى اين واقعيت كه تقريبا تمامى خواهرانش به عقد ديگر بازرگانان درآمدند ، و نيز اشارات بسيار اندكى به ويژگىهاى زندگى در خانه در متن خاطرات آمده است . . در اين مقولات سكوت به دقت حفظ مىشود . براى حاج محمد تقى صحبت درباره زنان خانواده يا مسائل زندگى خانوادگى ، از قسم موضوعاتى نبودند كه كسى بهطور عادى درباره آنها و براى خواندن ديگران بنويسد . چند سال پس از نوشته شدن خاطرات متن آن به يك روحانى نشان داده شد تا بر آن دفتر تقريظ بنويسد و به اينترتيب تأئيد و تبرك مذهبى بگيرد « 4 » . حاج محمد تقى مدتى پس از درگذشت همسر اول خود بلقيس ( جورابچيان حقى ) ، « 5 » در ذى الحجه 1325 ( ژانويه 1908 ) ، با علويه طباطبايى دختر « حاج ميرزا على آقا مجتهد تبريزى
--> ( 1 ) . خاطرات ، ص 73 . ( 2 ) . خاطرات ، ص 77 . به همينترتيب پدربزرگ مادرىاش ، مشهدى حسين ( وفات 1235 [ 1819 ] ، هم « شعرباف » و اصالتا شيرازى بود . ( 3 ) . در خاطرات ، ص 82 و 91 ، هنگام اشاره به تولد خواهران كوچكترش بهترتيب ربابه و معصومه بدون اينكه نام آنها را ببرد از اين تعبير استفاده مىكند . ( 4 ) . تقريظى كه بر خاطرات حاج محمد تقى نوشته شده به امضاى « الانصارى » [ ؟ ] است ، و تاريخ شوال 1338 ( ژوئن / ژوئيه 1920 ) را دارد . ( 5 ) . نگاه كنيد به مهدى مقدم ، شجرهنامه .