حاج محمد تقى جورابچى

18

حرفى از هزاران كه اندر عبارت آمد ( خاطرات حاج محمد تقى جورابچى ) ( فارسى )

تأكيد مىورزد . صفحات چندى كه با روحيه‌اى ايمانى و حسى از تعهد عملى نگاشته شده‌اند به شرح اين ديدگاه‌هاى فقهى و اخلاقى اختصاص يافته‌اند « 1 » . حاج محمد تقى توضيح مىدهد كه آثار خداوند اصل و فرع دارد ؛ و همچنين سلسله مراتبى در كار است كه عوالم جاندار و جامدات را در برمىگيرد ؛ بنابراين در هر مقوله‌اى از هستى تفاوت‌ها و تكثرهاى بسيار است - چه از لحاظ محتوا و چه از لحاظ صورت . از اين‌رو ما به جزئيات و مشخصات چنين تفاوت‌هايى معرفت نداريم ، اما مسلما در بين آن‌ها رابطه‌اى بر حسب سلسله مراتب برقرار است . براى مثال در ميان سنگ‌ها همين تفاوت رتبه است كه ميان جواهر و سنگ معمولى اختلاف مىنهد . سلسله‌مراتب مشابهى هم در عالم انسان‌ها برقرار است . هرچه‌قدر هم كه يك فرد عبادت كند و تسليم اراده الهى باشد با زهم با پيامبرى كه خود خدا مستقيما او را انتخاب كرده است برابر نخواهد بود « 2 » . نتيجه اين استدلال اين است كه مقصود خدا از خلقت انسان آن بوده است كه آدمى پيوسته به جدوجهد در طلب شناخت خدا باشد . سپس حاج محمد تقى عزم آن مىكند كه از روايت منصوص درباره خلقت بشر خلاصه‌اى به دست دهد ، و مشخصا اهميت اخلاقى فرازهاى آن را گوشزد كند . از آدم و حوا ، هابيل و قابيل‌زاده شدند . پس از آن‌كه قابيل ، هابيل را كشت بىسامانى مستولى گشت . خداوند به مستوجب زارى آدم بر هابيل شيث و يافث را آفريد و حورىاى را براى همسرى شيث و جنى را به همسرى يافث برگزيد - اين دو برادر به ترتيب واجد صفات نيك‌وبد شكل‌دهنده اخلاق انسانى بودند . تبار بشر كه از اين پس آمد و زادوولد كرد و در نقاط مختلف زمين سكنى گزيد و به لسان‌هاى مختلف سخن گفت و به قبائل و شعوب تقسيم شد

--> ( 1 ) . خاطرات ، صص 45 - 63 . در واقع ، ظاهرا كارى كه حاج محمد تقى در آغاز نوشتن خاطرات مىخواهد بكند ، اين است كه براتى از « صحت » اخلاقى / ايمانى خودش را به دست دهد . به عبارت ديگر ، او همان زمان كه مىنويسد خوانندگانى احتمالى را در ذهن دارد - دوستان ، اولاد يا خواننده عام كه او به قصد صحبت با آنان مىنويسد . بحث او درباره درستكارى اخلاقىاش آشكارا بر اين واقعيت تأكيد دارد كه « خاطرات » صرفا يك « دفترچه خاطرات شخصى » به‌معناى محدود آن نيست بلكه براى اين‌كه ديگران بخوانندش در نظر گرفته شده است . در سنت طولانى نوشته‌ها و متون روائى اخلاقى ايرانى و اسلامى مىتوان مثال‌هاى زياد و مشابهى از اين دست سراغ نمود . ( 2 ) . خاطرات ، ص 54 .